close
تبلیغات در اینترنت
دلنوشته

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 8
باردید دیروز : 203
بازدید هفته : 233
بازدید ماه : 315
بازدید سال : 1,777
بازدید کلی : 781,487
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

افسران - برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

چهرهٔ آرامش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. حاج محمد آقای بروجردی را می گویم. شاید لقب مسیح کردستان را کسانی خوب درک کنند که آن سالها و فتنه هایش را می شناسند. نمی دانم چرا از این مرد بزرگ عکس و تصویر زیادی بجا نمانده و یا منتشر نشده است. اگر بدبین بودم حتماً از دستهای پشت پرده حرف می زدم اما چه کنم که خوش بین هستم و حرفهای آقایان را باور می کنم.

تعداد بازدید از این مطلب: 37
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دفاع مقدس غریبه ای در دل ما

لحظه ای بیاندیشیم ...

چقدر دفاع مقدس را می شناسیم. واژه ای که با آن زندگی کرده و برایش جان می دهیم. اگر همین الان کسی از ما بپرسد در دوران دفاع چند شهید بزرگوار تقدیم اسلام گردید چه پاسخی خواهیم داد؟ حسابش با وجدان خودمان ولی متأسفانه بیشتر ما فعالین نشر فرهنگ دفاع مقدس، با حقیقت آن بیگانه هستیم.

شاید شما خواننده گرامی از لحن انتقادی این نوشتار برنجید که از این بابت پیشاپیش عذرخواهی می نمایم لکن ما چگونه قادر خواهیم بود از یک مفهوم ناشناخته حراست کنیم؟ کدام منطق می پذیرد مدافعین حریم دفاع مقدس، حدود آن را نشناسند؟ آیا دم زدن از انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسلهای آینده برای ما که پس از گذشت دو دهه از پایان دوران دفاع، هنوز از کیفیت و کمیت آن بی اطلاع هستیم صحیح است؟ 

تعداد بازدید از این مطلب: 42
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 9


اینجا تهران است شما صدای مرا نمی شنوید

همه چیز عادی است. قطارهای مترو بی وقفه مردم را جابجا می کنند. ساختمانها یکی پس از دیگری راه آسمان را در پیش می گیرند و هر روز مزونی تازه از دل مدرنیته سر بیرون می آورد.

نمی دانم رهگذران خیابانهای زیبا و آرام این کلانشهر پر ماجرا روزهای گذشته را بیاد دارند یا خیر. آن روزهایی که هیچ چیز عادی نبود. قطارها در بدرقه احساس مادرانی شیردل بسوی اندیمشک و اهواز حرکت می کردند و آسمان در نزدیکی زمین بیتوته کرده بود. گویی این شهر بزرگ آن روزها را بیاد ندارد. روزهایی که رنگ خاکی لباس رزمندگان، آبروی این شهر بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 37
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


اسب سفید، کلید باغ و ماجرای کودکی ما

زمان جنگ ما بچه بودیم. اون وقتها شرایط جامعه یه جور دیگه ای بود و خیلی حال و هوای قشنگی داشت. راستش ما اولین چیزایی که یاد گرفتیم جنگ و جبهه بود. هر روز تو محله یه خبری از جبهه و حواشی اون بود. یه روز یکی داشت از زیر قرآن رد می شد تا بره جبهه. روز دیگه یکی از عملیات برگشته بود و خلاصه این ماجرا هر لحظه به یه شکل تازه ای ادامه داشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 44
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دل غریب ما و پنجرۀ فولادی کرامت او

به نزدیکی حرم که رسیدیم سینه ام سنگین شده بود و چشمانم دیگر تحمل نداشتند. نمیدانم، شاید دلتنگی، شاید غریبی و شاید هم دردهای بی شمار روزگار، حالم را دگرگون کرده بود. گنبد طلایی حرم ریسمان به گردن خواهشهایم انداخته بود و بی آنکه به شلوغی خیابان توجه کنم دردها و حاجتهایم را به پیشگاه امام الرئوف، حضرت رضا(ع) عرضه می کردم.

نگاهم را گاهی به کشش عاشقانه گنبد می دوختم و گاهی از سر شرم به زمین گره می زدم. زیر لب آرام ذکر أللهّمَ صَلّ عَلي عَليّ بنْ موسَي الرّضا را تکرار می کردم تا شاید به مدد لطف ضامن آهو، دلم محرم رازهای ناگفته عالم گردد. همان رازهایی که سید مرتضی می گفت جز با خون فاش نمی شود.

آرزوها دست در گردن خواسته هایم انداخته و پرنده خیالم را به سوی وعده های راستین خدا پرواز داده بودند که نوشته ای ساده بند دلم را فر ریخت. روی یک صفحه سپید با خطی درشت نوشته بودند « ورودی برادران » ... بین دو راهی داخل شدن و برگشتن مردد بودم که نوایی آشنا بی اختیار مرا به داخل روضه منوره ارباب کشانید. آمدم ای شاه، پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده ... ای حَرمَت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده.

 

رویای شیرین زیارت تحقق یافت. عبد ذلیل و روسیاه پای بر عرش کرامت معین الضعفاء گذارده بود. اینبار ذکرهای زیر لبم فریاد می شد و بی آنکه سمت نگاهم به ملجأ شریف امام باشد نعره می زدم: ای گل بی خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده ...لایق وصل تو که من نیستم / اِذن، به یک لحظه نگاهم بده ...

تعداد بازدید از این مطلب: 36
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 9


مزار فرمانده از نگاه عاشقان

افسران - خداوکیلی عجب چیزی شد!

سلام رفقا

امیدوارم از طرحی که روی مزار سید درست کردم خوشتون اومده باشه.

درضمن متشکرم از شهدایی که زحمت کثیری از گل هارو کشیدن.

تعداد بازدید از این مطلب: 111
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


درس اخلاق

تعداد بازدید از این مطلب: 49
موضوعات مرتبط: دلنوشته , بیداری اسلامی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بوی عطر خدا میدهد....

باید بوسه زد بر نجابت قدم هایی که برمیداری....

چهره معصومت زیر نقاب چادر....

گنج وجودی پنهان کرده پشت چادرت.....

نجابت صدایت،صلابت گامهایت،دل رحیمت...

رفتار زهرا گونه ات تماما؛بوی عطر خدا میدهد...

n00019563-b.jpg

 

تعداد بازدید از این مطلب: 32
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


شمر امروز را بشناس!

71622678037789869158.jpg

تعداد بازدید از این مطلب: 43
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مرد غریب

افسران - مرد غریب

سحر بود و غم و درد، سحر بود و صدای نفس خستة یک مرد، که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می‌کرد

غریب و تک و تنها، در آن شهر در آن وادی غم‌ها، دلی خسته و پر از غم و شیدا، دلی زخم و ترک‌خورده پر از روضة زهرا، شب راحتی شیر خدا از همة مردم دنیا

عجب شام عجیبی‌ست، روان بود سوی مسجد کوفه قدم می‌زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب و لرزید به هر گام، دل حضرت زهرا دل حضرت زینب غریب و تک و تنها، نه دیگر رمقی مانده در آن پا، نه دیگر نفسی در بدن خسته مولا

تعداد بازدید از این مطلب: 35
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


باوجوداستخوان درگلو فریاد نمی کشم

خداوندا معبودا پروردگارا دلم گرفته است احساس بدي دارم تو خوب از احوال بندگانت آگاهي من هميشه از بدي، خودخواهي، خودبيني، مكر، حيله، فريب، تكبر يا بدخواهي بيزار بوده و هستم.
تو مي‌داني كه چقدر در اين سالها در راهت سختي كشيده‌ام و چقدر حرفها و حديثها و نامرديها و جفاكاريها ديده‌ام آري تو اي تواناي بينا شاهدي كه حسادت‌ها و خودبيني‌ها و كج‌فهمي‌ها و منيت‌هاي بعضي از افراد چگونه مي‌خواست مرا به عقب براند و از انقلاب و امام امت و امت حزب‌الله دورم سازد اما من كه خود را مومن به اسلام مومن به رسولت مومن به علي‌ مومن به امام مي‌دانم ـ از پدرم و مولايم علي ياد گرفته‌ام با وجود استخوان در گلو فرياد نكشم و با وجود خوار در چشم اشك نريزم نكند كه دشمنان از آن خرسند و بهره‌اي ببرند از او ياد گرفته‌ام كه با وجود برتري در خانه بنشينم و حرف و حديثهاي فراوان از دوست و دشمن بشنوم و آنگاه فقط معبودم آن يگانه بي‌همتاست كه در سياهي شب‌ها در آن ظلمات بي‌پايان هنگام درد و دل و راز و نياز به دلم نور مي‌تاباند و غم و غصه را از دلم مي‌زدايد و به اين بنده حقير عنايت مي‌كند و صبر را به من عطا مي‌فرمايد پروردگارا از تو ممنون و سپاسگزارم.

تعداد بازدید از این مطلب: 29
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


وداع با پیرعاشقان

مي‌خواهم با امامم آن رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي و آن رهبر كبير مستضعفان جهان وداع كنم و هم از محضر مقدس و مبارك و شريفشان پوزش بطلبم متاسفانه نشد با فتح و پيروزي كامل خدمتشان مشرف شويم و از نزديك صورت بي‌مثال ايشان را ببينيم و دست مبارك ايشان را ببوسيم و به آرزويمان برسيم بايد بگويم بارها و بارها قصد داشتم خدمت اياشن برسم و از جبهه و اوضاع نبرد و از حال و روز رزمندگان جان بر كف اسلام برايشان بگويم و درد و دلي با ايشان داشته باشم و لازم به ذك راست هر چند دوستان بارها لطف داشتند و به من عرض مي‌كردند كه اگر مي‌خواهي به ديدار امام بروي بسم‌ا... هماهنگ مي‌كنيم چرا به ديدار حضرت امام نمي‌روي ما هماهنگ مي‌كنيم تا حتماً به ديدار امام بروي و من در جواب عرض مي‌كردم اصرار نكنيد زيرا من از آغاز جنگ با خود و بچه‌هاي فداييان اسلام عهد و پيماني بستيم و قراري گذاشتيم تا وقتي كه يك سرباز بعثي عراقي در خاك ميهن اسلاميمان جولان مي‌دهد و تا وقتي آنها را از خاكمان بيرون نكرديم و به پيروزي كامل دست نيافتيم هيچ كداممان به ديدار رهبرمان حضرت امام نرويم.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


از قدرت های غرب و شرق نهراسید

شهید سید مجتبی هاشمی:

ای برادران یادتان باشد که این همه عزت و پیروزی را از برکتقرآن و اهل بیت رسول‌الله و امام بدست آورده‌ایم نکند بعد از جنگ از یاد ببرید روزهای خوب پیروزی را، که با حفظ ارزشهای اسلامی است که می‌توان کشوری امام زمانی داشت. با قدرت و توکل به خدای سبحان پیش بروید که دست بقیه‌ا... با امت حزب‌ا... است از قدرتهای غرب و شرق نهراسید زیرا که یاری خدا با متقین است بدانید که با مقاومت و پیروزی شماست که کشورهای دیگر اسلامی و حتی غیراسلامی جرأت حرکت پیدا می‌کند و بر علیه ظلم و بیداد قیام می‌کنند و می‌ایستند.

چگونه می‌توان خاموش ماند در حالیکه خاک میهن اسلامیمان جولانگاه تانکها و نفربرهای بعثیون متجاوز است ما از آن دست افراد نخواهیم بود که تا بوی جهاد و شهادت در راه خدا و کشته شدن و جان دادن آید خود را همچون موشی در سوراخ مخفی نموده و در آن وقت که مومنان و متقیان واقعه‌ای و جهادکنندگان جان بر کف به پیروزی می‌رسند خود را ظاهر و نمایان سازیم ـ چگونه می‌توان از یاد شهدا غافل ماند آنان که از برای بیرون راندن دشمن از خاک اسلامیمان از پیشگامان بودند چگونه می‌توان جنایات دشمن را نادیده گرفت و در نابودی‌اش ساکت و بی‌تلاشی ماند چگونه می‌توان راه سالار شهیدان حسین‌بن علی(ع) را دنبال نکرد و آنگاه ادعای مسلمانی داشت ـ چگونه می‌توان امروز که سپاهیان اسلام و بسیجیان قهرمان و ارتشی دلیر در حال جهاد در راه حق هر روز جان خود را نثار می‌کنند ما نیز در خود انقلابی دیگر آغاز نکنیم و از زیر بار خفت و خواری فرهنگ ابدی خود را نجات ندهیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 30
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


اين قلب من است كه به روي كاغذ مي‌نگارد

مي‌خواهم با عزيزانم با همسنگران شجاع و دليرم با سربازان عزيز امام و با امت حزب‌ا... وداع نمايم. حال به جايي رسيده‌ام كه اشكهايم اجازه نوشتن را به من نمي‌دهند و قلمم را بر روي كاغذ مي‌لرزانند و اينك اين قلب من است كه به روي كاغذ مي‌نگارد انالله و انا عليه راجعون ـ همانا ما از خدا هستيم و به سوي خدا خواهيم رفت ـ اما اي عزيزانم چگونه رفتن مهم است ما را به سويش بكشانند يا خود بسويش بشتابيم اما من مي‌گويم بهترين رفتن آن است كه خدا خود ما را بخواند و بخواهد انتخابمان كند حال چگونه مي‌شود كه خدا خود ما را بخواند اي عزيزانم بايد بگويم آنگاه او ما را مي‌خواند كه ما نيز او را از درون دل و جانمان بخوانيم و بخواهيم و صدايش بزنيم آنگاه خدا خود جام زرين شهادت را به دستانمان مي‌دهد و مي‌گويد بهترين پاداشي براي مؤمن جهادكننده چيزي جز شهادت نيست پس بنوشيد كه گوارايتان باد ـ خدا را فراموش نكنيد كه او آرام‌بخش دلهاست و ياري دهنده قلبهاست او را عبد باشيد و بندگي او را به خانه آوريد كه از ما جز اين انتظار نمي‌رود.

تعداد بازدید از این مطلب: 42
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دلم برای جبهه تنگ شده است

اي چمران اي دوست. اي فدائي جبهه‌هاي حق عليه باطل آنگاه كه در لبنان بودي چه حماسه‌ها كه نيافريدي و آنگاه كه به ايران ‌آمدي به راستي كه دل امام و امت حزب‌اله را شاد گردانيدي و دل دشمنان انقلاب را لرزاندي اما امروز افسوس مي‌خورم از اينكه نتوانستم آنگونه كه دلم مي‌خواست با تو در سنگر نبرد با دشمنان قسم خورده انقلابم بجنگم. آري امروز مي‌فهمم كه چقدر تو را كم ديدم و ازاين بابت بسيار اندوهگينم. كاش بودي تا دوش در دوش سربازان جان بر كف امام در خط مقدم جبهه كربلايي ديگر مي‌آفريديم دلم براي جبهه تنگ شده است دلم براي حال و هواي شبهاي عمليات تنگ شده است دلم براي بوسيدن كف پاي رزمندگان اسلام در هنگام خواب تنگ شده است دلم براي دعاي كميل زير آسمان پرستاره جبهه هم نفس با ياران تنگ شده است دلم براي نماز جماعت‌هامان در مقابله ديدگان دشمن در هنگام نبرد تنگ شده است. دلم براي عروج دلم براي پروازي عاشقانه دلم براي شهادت تنگِ تنگ است ـ اما تو اي مهربان از دست رفته بدست آمده بدان كه آقا به من وعده‌ي شهادت داده است طولي نمي‌كشد كه من هم به سوي شما خواهم شتافت و همراه با شما پرندگان عشق و شهادت به ديدار پيامبر رحمت و مهرباني رسول اكرم و اهل بيت پاك و مطهرش خواهيم رفت آري چه زيباست ديدن ائمه اطهار چه زيباست ديدن آن رسول‌ا... و بوسيدن روي ايشان چه زيباست ديدن اميرمؤمنان آقا علي‌بن ابيطالب چه زيباست ديدن مادرمان بانوي دو جهان فاطمه زهرا چه زيباست ديدن آقا حسن‌بن علي چه زيباست ديدن سالار شهيدان آقا اباعبدالله الحسين جانم فداي او چه زيباست ديدن برادر دلير و پهلوانش قمربني‌هاشم اقا ابوالفضل العباس چه زيباست ديدن عموي پيامبر حمزه سيدالشهدا و چه زيباست ديدن حضرت زينب كبري بي‌بي دو عالم چه زيباست ديدن پيامبران الهي چه زيباست ديدن اولياء خدا و چه زيباست ديدن جبرئيل چه زيباست ديدن ملائكه مقرب بارگاه الهي و اما بدان به خداوندي كه جانم در يد قدرت اوست سوگند كه تا آن لحظه وعده داده شده است از جهاد برنخواهم داشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


به شما عشق میورزم

مي‌توان در حاليكه دشمن خاك ميهن اسلاميمان را متجاوزانه مورد هجوم قرار داده و جولانگاه تانكها و نفربرهاي خود قرار داده و سربازهاي بعثي كافر، خواهرانمان را مورد تجاوز قرار داده و به پير و جوان ما رحم نكرده و امت بپا خواسته را زير باران گلوله‌هايش به شهادت رسانيد، شهرهايمان را با خاك يكسان كرده، ‌نزديك به سه ميليون امت حزب‌الله را آلوده كرده و چهل ميليون ايراني را گرفتار نموده، دست از ستيز كشيده و به نبرد حق‌جويانه تا محو كامل آثار جنايات و تجاوز ادامه نداد. مگر مي‌شود به عنوان يك مسلمان متعهد به خود اجازه داده تا به سرزمينهاي اشغالي فلسطين عزيز، اسرائيل غاصب همچنان بتازد و مردم محروم و آواره مسلمان فلسين را هر روزه قتل‌عام كند. هرگز نمي‌توانيم ساكت بنشينيم در حاليكه آنها در خانه‌هاي خود اجازه نفس كشيدن را ندارند. آري، آنها محكوم به مرگند زيرا مدافع ارزشهاي اسلامي‌اند. آنها براي خدا مي‌جنگند و همانا پيروزي از آن مسلمين است.

تعداد بازدید از این مطلب: 28
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


یه مرد آسمونی

اهل دلا، باز مي‌خوام 
قصه بگم براتون 
نخلي بازم بشونم 
تو باغ قصه‌هاتون 
هر كس مي‌خواهد بمونه
حقيقت رو بدونه
بايد بياد توي خط
اين قصه رَم بخونه
اين قصه يه مَرده 
تو اون روزاي خوني
سِد مجتبي هاشمي
يه مَرد آسموني
فدايي راه دين
يه مرد با صفا بود
سيد و مجتبي بود
سردار سنگرها بود

تعداد بازدید از این مطلب: 62
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


سرزمین عشق و ایثار

افسران - سرزمین عشق و ایثار

گوشت،پوست،استخون

ترکیبی است که خاک شلمچه را بانقاط دیگرجهان متمایز کرده است

تعداد بازدید از این مطلب: 27
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


تماس با آسمان هشتم

تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


ماازبرای آرامش شما چه شبها که نخوابیدیم!!!

افسران - آسیدمجتبی

تعداد بازدید از این مطلب: 41
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


فقط سیلی حاج احمد می تواند

آقا جان اگر اسب ها را زین کرده ای ! اگر 313 یار آماده اند ، قبل از آن که بیایید حاج احمد را بفرست.قبل از آمدن متوسلیان را بفرست تا یک سیلی از آن سیلی های حیدری اش ، بزند در گوش این روزگار نامرد...

عجیب دوره زمانه ای شده آقا...

این روزها نبودنت را هم فراموش کرده اند "بعضی ها" . آن قدر که دلشان برای اشراف گرایی دوران شاه لک زده است ! آن قدر که دلشان برای تجمل گرایی تنگ شده است ، نبودنت را حس نکرده اند.

آقا جان ، این "بعضی ها" که می گویم ، شما بر وزن "بعثی ها"ی دوران جنگ بخوانید.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 30
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


رهرو عشق

سردار شهید مجید پازوکی

بسم الله القاسم الجبارین
سلام بر تربت پاک شهیدان
یادش بخیر حال و هوای آن روزها،روزهایی که بالب تشنه
به دنبال یاران سفرکرده میگشت.
آری؛به راستی که او سرفصل کتاب عشق بود.ورد زبانش عشق بود و با دستان پینه بسته اش عشق بازی میکرد...
قطعا او رهرو عشق بود و هدفش انجام تکالیفی که نه به جبر،بلکه باعشق پذیرفته بود...
تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
دیو نیم ، پری نیم ، از همه چون نهان شدم
تقدیم به روح پاک شهید حاج مجید پازوکی
تعداد بازدید از این مطلب: 25
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

افسران - هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

بسم الله القاسم الجبارین
سلام برتربت پاک شهیدان

نگاه سبز تو را درقلبم قاب کرده ام تا همگان بدانند
که تو چه کرده ای با دل یک حقیرمستانه.
جهانیان تورا باارزش هایت میشناسند،اما یادمان نمیرود
ظلم هایی را که به تو و خانواده ات شد.
یادت هست افرادی را که پس از افتادن آب ازآسیاب زمان،به نام تو قلم بدست شدند و زبان درآوردند؟افرادی که گمان نکنم بدانند که تو به تنهایی
سختی جنگ های نامنظم را به دوش میکشیدی...
زمانی که بعداز عروج تو بدهی های جنگ تورا برای خانواده ات آوردند،شاید دیگر کسی تو و خانواده ات را نمیشناخت و این خدا بود که به خانواده ات یاری داد
تا دوری تورا احساس نکنند...
باجمله ی این نیز بگذرد از این همه مشقت میگذریم تا دل کسی را به درد نیاوریم
اماخطاب من توهستی ای سیدشهیدان:
هر چند همچو گل بر باد رفته ای

هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

دوســــــــــــــــــتت دارمــــــــــــــــــ
(شهریارنظری)

تقدیم به روح پاک شهید بزرگوار آسید مجتبی هاشمی
تعداد بازدید از این مطلب: 33
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


دغدغه ی من ...

amar.jpg

تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بیانیه ای در حمایت از برنامه سمت خدا

افسران - حمایت کاربران شبکه اجتماعی افسران از عوامل برنامه سمت خدا

برنامه سمت خدا که این روزها بنا به درخواست مکرر اُمّت مؤمن و انقلابی ایران علاوه بر پخش در ساعات معمول خود تنها توانسته چند دقیقه‌ی محدود از ساعات پربیننده شبانگاهی شبکه سه سیما را به‌سختی از آن خود کند را همه می‌شناسند. در برنامه‌های تلویزیونی معمولاً مجری و کارشناسان برنامه شهرت عمومی کسب می‌کنند و از این رهگذر مردم آن‌ها را در کوی و برزن مورد تفقد و محبت خویش قرار می‌دهند، اما عوامل پشت‌صحنه برنامه خصوصاً کارگردان و تهیه‌کننده که بار و فشار اصلی بر روی دوش آن‌ها است و مشقت مدیریت همه شاخصه‌ها را بر عهده‌دارند همیشه در گمنامی بسر می‌برند، سید عبدالمجید رکنی یکی از همین تهیه‌کنندگان به‌واقع مخلص و دلسوز است که می‌توان او را انقلابی‌ترین مدیری دانست که در عرصه فرهنگ و صداوسیما در حال تلاش برای رساندن روزانه این برنامه موثر به امّت مؤمن ایران است.

تلاش‌های این تهیه‌کننده انقلابی و همراهی کارشناسان متعهد و خوب برنامه در کمتر از چهار ماه به ثمر نشسته و نشان داد که امربه‌معروف و نهی از منکر همیشه در جامعه تأثیر می‌گذارد، این مجموعه متعهد توانستند تا دستور لغو تبلیغات مسموم و طمع‌زا را از جناب آقای ضرغامی مدیر محترم رسانه ملّی در برنامه‌های کودک اخذ کنند و لبخند بقیه‌الله را از آن خود کنند.

سازوکار اجرایی در صداوسیما به این نحو است که برنامه‌ها یک دوره ۹۰ روزه برای پخش رادارند و برای ادامه کار می‌بایست مجدداً مجوز را از مدیر شبکه مربوطه اخذ کرد. اکنون دوره ۹۰ روزه مجوز برنامه سمت خدا که تهیه‌کنندگی آن به نام جناب آقای رکنی ثبت‌شده است رو به اتمام است و می‌بایست برای دور آتی مجدداً مجوز را تمدید کرد. اما مدیر محترم شبکه سه سیما به دلایلی که اکنون بر ما روشن نیست تمایلی به تمدید این مجوز به نام آقای رکنی ندارد و درصدد جایگزینی ایشان با شخص دیگری است. از همین منظر است که تمامی کارشناسان برنامه من جمله جناب حجت‌الاسلام میرباقری و عالی با ایشان مذاکرات طولانی‌ای را برگزار کردند که شاید رأی ایشان تغییر کند. اما ایشان به این دو بزرگوار فرموده در صورت عدم حضور هر پنج کارشناس (به دلیل اعتراض) در سری آتی، ما برنامه را با افراد جدیدی ادامه خواهیم داد! اما با تمدید حکم آقای رکنی موافقت نمی‌کنم.

همگان بر این نکته واقف‌اند که تهیه‌کننده برنامه جهت‌گیری کلان و سمت‌وسوی برنامه را مشخص می‌کند و شاهد این مدعا موضع‌گیری‌های جسورانه کارشناسان متعهد این برنامه در مورد منکراتی است که در سطوح مختلف دولت و نظام جمهوری اسلامی رسوخ کرده و در حال ایجاد فساد است.

لذا اعضاء جنبش ممانعت از جنگ باخدا که وظیفه خود را در نهی از منکر ربا در جامعه می‌دانند بدین‌وسیله اعتراض خود را به این عدم تمدید اعلام کرده و خواستار ابقای جناب آقای رکنی به‌عنوان تهیه‌کننده برنامه مؤثر سمت خدا هستند.

إِنَّ اللَّهَ یدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ کلَّ خَوَّانٍ کفُورٍ. حج ۳۸

صدق الله العلی العظیم

جنبش ممانعت از جنگ با خدا
اردیبهشت 93
تعداد بازدید از این مطلب: 26
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


خنده حلال ...

آپلود عكس رايگان و دائمي

تعداد بازدید از این مطلب: 29
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


سلام آقاجان!

شهید علی خلیلی ناهی از منکر

متن کامل نامه شهید علی خلیلی

15 روز قبل از شهادت،خطاب به امام خامنه ای(حفظه الله)

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت

سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

تعداد بازدید از این مطلب: 40
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


برای خود یا خدا؟

1375824768603015_large.jpg

برای "خود" زندگی کردن
عاقبتش همین افسردگی است!
بیا برای "خدا" زندگی کنیم
تعداد بازدید از این مطلب: 23
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


این بار می خواهم از تو بگویم

33248969546cfc0af32bf09d08c3cb2d-425

این بار می خواهم از تو بگویم

از تو که در کرانه ی عالم،یگانه ای.

از تو که به من عشق بخشیدی و آموختی دوست داشتن را.

پروردگار من!

آنگاه که نام تو را بر زبان می آورم،لحظه های غبار زندگیم آکنده می شود از شمیم خوش بودنت!

قلب بی تابم رنگ تو را می گیرد و وجودم سرشار از وجود توست.

بی نیاز ترین!

آن هنگام که دست خواهشم را ملتمسانه به سویت دراز می کنم،خوب می دانم معبود من

سخاوتمند تر از آن است که لطافت دست یاریگرش را از من دریغ کند.

مهربانا!

آن زمان که می ستایمت و با تو سخن میگویم،حس غروری متواضعانه مرا به تو پیوند می زند....

پیوندی ناگسستنی تر از پیوند ماه ومهر.

زیباترین وجود!

من از تو زنده ام و لطف توست.... هرنفسی که از سینه ام بیرون می آید.

به جانی که از تو دارم سوگند که از آغاز زندگیم دوستت داشته ام و نام بلندت را تا همیشه

 در گنجینه ی قلبم حفظ خواهم کرد

 
تعداد بازدید از این مطلب: 21
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


تـــــو را مـی خـوانـنـد ...

ایــــن شبـــــــــ هـــا ، حـتـی پـــــــرگـنـــــاه تـریـن 

دلهــــــا نـیــــــز 

تـــــو را مـی خـوانـنـد . . .....

* الـلـهـم عـجــــل لـولـیـکـــــــــــــــ الـفــــــرج *
تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آسمانت متری چند؟

خدا دیگر زمین ات بوی زندگی نمی دهد ...

آسمانت متری چند؟
تعداد بازدید از این مطلب: 26
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بد جور رویت را برگردانده ای

آقا به خدا دلم می گیرد….

انگار نه انگار….
بد جور رویت را برگردانده ای….

به خدا دلم می شکند….

با همه عشق بازی می کنی اما با من…..

با شد آقا،باشد….

دیگر صدایت نمی کنم….

خسته اید از من….

از صدایم هم همین طور….

باشد آقا….
تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


درون کیسه کمی استخوان و نصف پلاک!

به آرزوی عمیقش رسید و گریه نکرد
و از تمـام امیدش برید و گریه نکرد

چه ساده! کاسۀ آبی برای برگشتن...
سی و سه ســــال پسر را ندید و گریه نکرد

برای اینکه غمش دستمایه ای نشود
درون پیله خودش را تنید و گریه نکرد

به هر صدای دری،هر طنین آمدنی
به سوی کوچه هراسان دوید و گریه نکرد

کنار خاطره هایی که مرد می طلبید
زنی به عاطفه اش خط کشید و گریه نکرد

کسی شبی خبری از پسر برایش برد
که رنگ چهرۀ زردش پرید و گریه نکرد

درون کیسه کمی استخوان و نصف پلاک!
به آرزوی عمیقش رسید و گریه ...

 

تعداد بازدید از این مطلب: 26
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


کجاست پسر فاطمه؟

افسران - دوست دارم لایک بارونش کنین تا دنیا این عکسو ببینه ببینتش !! خودم عاشق این عکسم

مــــن،

دل پــــرم،

و یکــ بیابان بی آبـــ و علفــــ

و گریـــه کردن های مــــن یکـ دل سیــــر برای دوری از امام زمــــانم... 

منـــــو گـــناهانمــ ، اشکــــهایم و پرونــــدهـ اعمـــالمـ

و چشمـ های نــــاز آقــــایم

شرمنـــگی کثـــیر مـــن و حــزن اقــایم

انگـــار مـــرا خـــیلی اذیـــت میکند

اصلا ایـــن وابستگـــی دنیوی مــــرا از خودم خستـــه کرده

و نمـــی دانـــم چطور به بقـــیه بفهمانـــم   بغــضــی مــرا گرفتهـ

و تا آقایـــم را نبینـــم و او نیایــــد آرام نمیشـــــوم ...

جـــوری دوستت دارم که اگــــر ببینمــــت دوست دارمـ بر روی پاهایت جـــان بدهـــم

ای مهربانـــــم  ، فقط تـــو را دارم ، مـــــرا  با اشکــ هایــت شـــرمنده ام نکن

که خـــیلـــی شرمســــارم....
تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


یارب بنگر...

گناهان و کارهای زشت خود را آشکار کردید و او شما را پوشانید و کاری کردید که موجب مواخذه او بود و شما را مهلت داد.(امام علی ع)

یه حالتی دارم...
یه احساس خجالت سنگین...یه بغض....واقعا چقدر صبرت زیاده خدا...
واقعا بنده هاتو دوست داری که اینجوری آبروشونو حفظ می کنی...خودشون آبروی همدیگرو می برن ولی تو نه!
عاشقتم خدا.عاشق صبرت...عاشق مرامت...
هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت
زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما
سایه ی دولت بر این کنج خراب انداختی
ولی رفیق می گن خجالتم خوب چیزیه... چرا ما اینجوری ایم آخه...خودمو می گم...چرا خجالت نمی کشیم.بسه دیگه...وقتش نیست تمومش کنیم...در دیزی بازه حیای گربه کجاست؟؟؟
کوچکی گناه را ننگر بلکه
بنگر چه کسی را نافرمانی می کنی(حضرت محمد ص)

تازه گناه های ما که کوچیکم نیست به نظر بنده ی حقیر....
منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه؟
خستم...خستم از دست خودم...اگه دلت شکست ما رو هم دعا کن رفیق...جای دوری نمی ره...شاید حال ما هم مثل تو خوب شد عزیز...

تعداد بازدید از این مطلب: 28
موضوعات مرتبط: دلنوشته ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد