close
تبلیغات در اینترنت
دفاع مقدس

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 46
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 46
بازدید ماه : 135
بازدید سال : 506
بازدید کلی : 780,015
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
گشودن درهای فَرَج الهی به شرط مجاهدت همراه ایستادگی

افسران - گشودن درهای فَرَج الهی به شرط مجاهدت همراه ایستادگی

امام خامنه ای:مسأله‌ی آزادگان، مسأله‌ی بزرگی است. به فیلمهای تبلیغاتی غربیها و دیگران در زمینه‌ی مسائل نظامی و مسائل مربوط به اسارتهایشان نگاه نکنید. هیچ ملتی نتوانسته است از قشرهای مختلف، مجموعه‌ای جوان و رزمنده به وجود آوَرد که در سخت‌ترین شرایطِ اسارت، شخصیت انقلابی و ایمانی و روح رزمندگی را آن‌چنان حفظ کنند، که آزادگان ما در دوران اسارت حفظ کردند؛ در حالی که یقیناً آنچه ملت ایران از حوادث دوران اسارت این عزیزان می‌داند، بخشی از مجموعه‌ی عظیمی از حوادث است. 
مگر می‌شود این حادثه را تشریح کرد؟ مگر رنجهای لحظه لحظه‌ی اسارت را می‌شود در کلمات گنجاند، یا با زبان ادبیّات و هنر تبیین کرد؟ شنیدن، مانند دیدن و لمس کردن نیست. اینها ایستادگی و مقاومت کردند. شاید در آن لحظه‌ای که آزادگان عزیز ما در اردوگاههایی با نگهبانان غلاظ و شداد دشمن روبه‌رو بودند و ایستادگی می‌کردند، بعضی از آنها امیدی هم به آزادی خودشان نداشتند. شاید در میان آنها کسانی هم بودند که خسته می‌شدند و می‌گفتند تا کی؟ اما سنّت الهی این است که «فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا».(۱) 
اگر سختیها را تحمّل کردید، خدای متعال درهای فَرَج را خواهد گشود. اگر مجاهدت در راه خدا را بر جسم و نفس خودتان هموار کردید، خدای متعال روشنایی فَرَج را به شما نشان خواهد داد و درهای فَرَج را به روی شما باز خواهد کرد: «و من یتّق اللَّه یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب»(۲). خدای متعال به برکت مجاهدت و به شرط ایستادگی، بیرون از دایره‌ی محاسبه‌ی معمولی عقول بشری، درها را باز و راهها را هموار می‌کند.۱۳۷۶/۰۵/۲۹

تعداد بازدید از این مطلب: 45
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


ثبت شدن رنج اسیران جنگ تحمیلی در نزد خدا

افسران - ثبت شدن رنج اسیران جنگ تحمیلی در نزد خدا

امام خامنه ای:آن چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد، این است که بدانید لحظه لحظه‌ی رنجهای طولانی‌تان پیش خدای متعال، ثبت و محفوظ است.
هیچ کس نمی‌تواند لحظه‌های ناراحتی طولانی شما را توصیف کند. نه انسانهایی که آن چیزها را درک نکردند، می‌توانند بفهمند، نه زبانها می‌توانند آن را درست بیان کنند. لمس ناراحتیها و رنجها چیز دیگری است. شنیدن آنها از زبان دیگران، نمی‌تواند آنچه را که بر انسان رنجدیده گذشته، تصویر کند. اما در پیشگاه خدا این‌طور نیست، در پیش کرام‌الکاتبین این‌گونه نیست. در قیامت، عین عمل شما آن‌جا حاضر می‌شود - «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره»(۱) - یعنی انسان، خودِ عمل را آن‌جا مشاهده می‌کند!
همان ثانیه‌های رنج، همان شبهای طولانی، همان تنهاییها، همان دوریها و غربتها، همه‌ی آن مصیبتهایی که برای انسان در زندان دشمن وجود دارد - آن اهانتها، آن تحقیرها، آن بی‌خبریها، آن نگرانیها و دلهره‌ها، آن یاد زن و فرزند و پدر و مادر و عزیزان، آن امیدهایی که انسان می‌بیند کأنّه رفته رفته از افق دیدش، کمرنگ و خاموش می‌شوند و خود این، بزرگترین مصیبتهاست - همه‌ی این چیزهای غیرقابل تصویر، عیناً در پیش پروردگار و در محضر ذات مقدّس الهی، حضور پیدا می‌کنند. عین آن صبری که شما کردید، حضور پیدا می‌کند - تجسّم اعمال - عمل پیش خدای متعال محفوظ است. حسنه محفوظ است و خدای متعال، آن حسنه را در قیامت به شما برمی‌گرداند و آن، هنگامی است که شما از همیشه بیشتر به چنین چیزی نیازمندید!۱۳۷۷/۰۱/۱۹

تعداد بازدید از این مطلب: 62
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


وقتی بچه ها با چوب کبریت بمب می سازند

آقای رحیمی نوجوان كم‌سني بود كه به همراه پدرش به مناطق جنگي آمده بود تا كمك‌هاي مردمي شهرستان را به رزمندگان اسلام برساند اما در اوضاع وخيم مناطق جنگي گرفتار ارتش عراق شده بود.  او كارهايي مي‌كرد كه حتي ما را به ستوه آورده بود اما محض خنده هم كه شده كارش نداشتيم. مثلاً با گوگرد كبريت‌ها و فتيله‌اي كه معلوم نبود از كجا گير آورده، ترقه‌هايي درست مي‌كرد كه اندازه يك نارنجك صدا مي‌داد. اين شده بود تفريح هر روزش. فتيله را آتش مي‌زد و ترقه‌اش را مي‌انداخت توي حياط. نگهبان تا مي‌آمد ببيند كار كيست، مهدي قايم شده بود. 
يك روز وقتي داشت كبريت را به فتيله مي‌رساند، نگهبان مچش را گرفت. آنقدر كتكش زد كه ما گفتيم ديگر از اين كارها نمي‌كند اما آنقدر پرشر و شور بود كه من مطمئن بودم زير كتك خوردن هم داشت نقشه‌اي ديگر مي‌كشيد.
فردايش عراقي‌ها هم كبريت داشتن را ممنوع كردند و هم حلب خالي جاي روغن را. پرسيدم: حالا براي كبريت دليلي داريد ولي چرا حلب داشتن را ممنوع كرديد؟ ما ظرفي جز اين نداريم كه از آن استفاده كنيم؟
آنها پاسخ دادند: وقتي بچه‌هايتان با چوب كبريت بمب مي‌سازند، لابد شما با اين حلب‌ها موشك درست مي‌كنيد و از همين جا بغداد را مي‌زنيد.

تعداد بازدید از این مطلب: 50
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


سید آزادگان

افسران - سید آزادگان

همه آزادگان شهید حجت الاسلام ابوترابی را می شناسند، چه آنهایی که در اسارت هم سلول او بوده اند و چه آنهایی که فقط رهنمودهای مدبرانه او را از طریق دیگر آزادگان می شنیدند و با توجه به عشق و علاقه یی که به او داشتند، بدون چون و چرا می پذیرفتند و به مرحله اجرا می گذاشتند.
هرگز روزی را که شهید ابوترابی را به اردوگاه تکریت کمپ 17 آوردند فراموش نمی کنم . ایشان چنان تاثیری بر اردوگاه گذاشتند که نه تنها برادران آزاده احساس آرامشی عجیب داشتند بلکه عراقی ها نیز متقاعد شدند که وجود ایشان برای دشمن هم رحمت و برکت است .

تعداد بازدید از این مطلب: 41
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


خیار قلمی

افسران - خیار قلمی

ارشد آسایشگاه می ‌خواست هر طور که شده ، سهمیه‌ی لباس اسرا را که تحویلش یک ‌سال به تأخیر افتاده بود، از سرگرد بگیرد. برای همین دستور داد مسئول باغچه، قلمی ‌ترین خیار سبزها را برای پذیرایی آماده کند، در بهترین ظرف بگذارد و هر وقت اشاره کرد، میوه را بیاورد تا بعد از خوردنِ آن، بحث احتیاجات اسرا باز شود.

با اشاره‌ ی دست ارشد، مسئول باغچه، با ادب تمام سینی را که خیارهای قلمی و براق، به گونه ‌ای منظم در آن گذاشته شده بود، به حضور سرگرد آورد. ارشد با لبخند دروغین، گفت : بفرمایید جناب سرگرد؛ قابل شمارو نداره. دست کِشتِ خودِ اسراست.

سرگرد نگاهی به سینی و خیارهای سبز و براق انداخت. بعد، نگاهی به ارشد انداخت و با عصبانیت گفت: من رو مسخره کردید؟

ارشد که انتظار چنین برخوردی رو نداشت، نگران از این که خیارها خوب شسته نشده باشند ، یا در نحوه‌ی تقدیم‌ شان قصوری از کسی سرزده باشد، گفت : اتفاقی افتاده جناب سرگرد؟

سرگرد با قهر حرکت کرد و در حالی‌ که می ‌رفت، می‌ گفت: بزرگاشو خودتون خوردید، ریزه‌ میزه‌ هاشو میارین جلوی من...؟

 

زبان ارشد بند آمده بود. تا آمد سوء تفاهم را رفع کند، سرگرد رفته بود. خنده ‌ی بچّه‌ ها هم به هوا رفت.

تعداد بازدید از این مطلب: 41
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

افسران - برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

چهرهٔ آرامش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. حاج محمد آقای بروجردی را می گویم. شاید لقب مسیح کردستان را کسانی خوب درک کنند که آن سالها و فتنه هایش را می شناسند. نمی دانم چرا از این مرد بزرگ عکس و تصویر زیادی بجا نمانده و یا منتشر نشده است. اگر بدبین بودم حتماً از دستهای پشت پرده حرف می زدم اما چه کنم که خوش بین هستم و حرفهای آقایان را باور می کنم.

تعداد بازدید از این مطلب: 39
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دفاع مقدس غریبه ای در دل ما

لحظه ای بیاندیشیم ...

چقدر دفاع مقدس را می شناسیم. واژه ای که با آن زندگی کرده و برایش جان می دهیم. اگر همین الان کسی از ما بپرسد در دوران دفاع چند شهید بزرگوار تقدیم اسلام گردید چه پاسخی خواهیم داد؟ حسابش با وجدان خودمان ولی متأسفانه بیشتر ما فعالین نشر فرهنگ دفاع مقدس، با حقیقت آن بیگانه هستیم.

شاید شما خواننده گرامی از لحن انتقادی این نوشتار برنجید که از این بابت پیشاپیش عذرخواهی می نمایم لکن ما چگونه قادر خواهیم بود از یک مفهوم ناشناخته حراست کنیم؟ کدام منطق می پذیرد مدافعین حریم دفاع مقدس، حدود آن را نشناسند؟ آیا دم زدن از انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسلهای آینده برای ما که پس از گذشت دو دهه از پایان دوران دفاع، هنوز از کیفیت و کمیت آن بی اطلاع هستیم صحیح است؟ 

تعداد بازدید از این مطلب: 45
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 9


نماز شب

اومد وبهم گفت میشه ساعت 4 بیدارم کنی تا داروهام رو بخورم؟؟؟ساعت چهار بیدارش کردم،تشکر کرد وبلند شد از سنگر رفت بیرون.بیست الی بیست وپنج دیقه گذشت،اما نیومد...نگرانش شدم،رفتم دنبالش ودیدم یه قبر کنده وتوش نماز شب میخونه وزار زار گریه میکنه....بهش گفتم مرد حسابی تو که منو نصف جون کردی،میخواستی نماز شب بخونی چرا به دروغ گفتی مریضم ومیخوام داروهامو بخورم...برگشت وگفت خدا شاهده من مریضم...چشمای من مریضه ...دلم مریضه...من شانزدهه سالمه ..چشمام مریضه چون توی این 16 سال امام زمان رو ندیده...دلم مریضه...بعد از 16 سال هنوز نتونستم با خدا خوب ارتباط برقرار کنم...گوشام مریضه چون هنوز نتونستم یه صدای الهی بشنوم...

آپلود عكس رايگان و دائمي

تعداد بازدید از این مطلب: 28
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


هرچی فکر کردم تیتری به نظرم نرسید!

افسران - رسم مردان خدا

تعداد بازدید از این مطلب: 57
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شاهرخ کو؟

افسران - شاهرخ جگر گوشه ی سید مجتبی بود

نیروی کمکی نیامد.
توپخانه هم حمایت نکرد.
همه نیروها به عقب آمدند.
شب بود که به هتل رسیدیم .
آقا سید(شهید سید مجتبی هاشمی- فرمانده جنگهای نامنظم ) را دیدم، درد شدیدی داشت.
اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور،
بعد مکثی کرد و با تعجب گفت:
شاهـــرخ کو؟

تعداد بازدید از این مطلب: 56
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


53 نکته از مجاهدات سید شهیدان

1. سيدمجتبي آن روزا در خرمشهر و آبادان براي خودش حال و هوايي داشت. / حضرت آیت الله  خامنه‌اي

2. قد و قامت رعناي سيدمجتبي هاشمي و آن دلاوريها و رشادتها، آن سيماي نوراني هميشه مرا به ياد حمزه سيدالشهدا مي‌انداخت. / شهيد معظم صيادشيرازي

3. هاشمي جان تو فرمانده‌اي هستي كه ما به تو افتخار مي‌كنيم. / شهيد دكتر مصطفي چمران

4. شما فرزندان شجاع و دلير و مؤمن لبناني در خواب خفتگان و زورگويان اسرائيلي را روزي به خواب ابدي خواهيد برد. / شهيد سيدمجتبي هاشمي

5. ما آرزو داريم كه راه شهدا را براي پيروزي نهايي آزادي فلسطين عزيز و بيت‌المقدس دنبال كنيم. /شهيد سيدمجتبي هاشمي

تعداد بازدید از این مطلب: 149
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


خدا كسي را كه بخواهد نگه دارد نگه مي‌دارد

خاطراتيكه از چندين هزار فدائي اسلام در طول جنگي كه با مزدوران بعثي كافر در خوزستان بخصوص در آبادان و خونين‌شهر داشتيم بسيار زياد است آمار شهيدان ما و جانبازيهاي كه اين حماسه سرايان از خود باقي گذاشتند و باعث آبروي دين اسلام در اين تاريخ شدند و صدها نفر مجروح كه خود هر كدام به تنهايي داستاني بسيار طولاني از قهرمانيهايي كه از خود نشان دادند وجود دارد كه مي‌توان در مورد هر كدام كتاب نوشت، بسيار زياد است. ولي به اختصار تعدادي از آنها را كه به خاطر دارم و براي من هرگز فراموش شدني نيستند را ذكر مي‌نمايم:

تعداد بازدید از این مطلب: 54
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آسیدمجتبی در کلام همرزمان

نامه های مدافع کوی ذوالفقاری

خدمت برادر عزيز سلام عرض مي‌كنم، اميدوارم حالت خوب باشد ودر سايه آقا امام زمان(عج) موفق و مويد باشي. اين نامه را در بدترين شرايط برايت مي‌نويسم. آبادان در محاصره است و آن طور كه خودت مي‌داني عراقي‌ها شهر را با توپخانه‌شان به شدت و سهولت هدف قرار مي‌دهند. اوضاع خيلي خراب است. سپاه آبادان، از هم پاشيده شده و ارتش هم كاري از پيش نمي‌برد، عراقيها به طرف كوي ذوالفقاري چند بار شديداً حمله كرده‌اند، در بيمارستانها جاي سوزن انداختن نيست، حتي در حياط بيمارستان هم انبوه مجروحين و شهدا روي زمين قرار دارند. نامردها بيمارستانها را هم چندين بار با گلوله توپ زده‌اند، خلاصه تا مدتي پيش، من آبادان را كاملاً از دست رفته مي‌دانستم. وقتي با آن كلت غنيمتي كه در ايام انقلاب از پادگان عشرت‌آباد به دست آورده بودمف وارد آبادان شدم، (گيرنده كه چرا آنرا به اسلحه خانه تحويل نداده بودم، راستش اين است كه دلم نيامد، شرمنده امام هستم) يك ساعت هم طول نكشيد كه فهميدم هيچ كس به هيچ كس نيست، بعد از ساعتها سرگرداني و دنبال مقر سپاه يا ارتش گشتن، يك بنده خدايي كه خودش هم برنويي روي دوشش بودف دست مرا گرفت و برد به يك ساختمان كه نيروهاي نظامي داخل شهر، در آن جمع شده بودند. همه آشفته و مبهوت زانوي غم بغل گرفته بودند، آن بنده خدا با انگشت شخصي را به من نشان داد و گفت:

تعداد بازدید از این مطلب: 54
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دشمن انتظار مرگ دستجمعي خود را مي‌كشد

فدائيان اسلام در هر شبيخون به دشمن 300 مزدور را هلاك مي‌كنند
فرصتي دست داد تا با سيدمجتبي هاشمي فرمانده فدائيان اسلام گفتگويي داشته باشيم. سنگر فدائيان اسلام در جبهه بهمنشير در اولين خط جنگ قرار دارد. سنگري كه در بالاترين نقطه‌اش تيري باري نصب شده و در تمام شبانه روز خدمه آن مراقب اوضاع در سنگرهاي دشمن هستند و محل سنگر فدائيان طوري است كه ميشود از همان فاصله مزدوران بعثي را در صورت خروج از سنگرهايشان نشانه گرفت كه فدائيان اسلام بارها اين كار را كرده‌اند. قسمتي از سنگر محلي است كه به عنوان مسجد ساخته شده، چون در هيچ زماني در اين سنگر نماز ترك نمي‌شود. فدائيان اسلام در جبهه بهمنشير تاكنون هفت بار به عراقيها شبيخون زده‌اند وهر بار گروهي از بعثيان را به هلاكت رسانده و سلاحهاي فراواني از آن به غنيمت گرفته‌اند. هاشمي فرمانده فدائيان كه دست راستش بر اثر اصابت گلوله از ناحيه مچ خرد شده و گچ گرفته، با دست چپ دست مي‌دهد. مي‌گويد: چند روزي است كه به تهران آمده‌ام و فوري برمي‌گردم، علت مسافرتم پاره‌اي كارها بود كه مي‌بايست انجام دهم. وضع جبهه‌ها را مي‌پرسم، مي‌گويد: در تمام جبهه‌هاي جنوب ابتكار عمل در دست ما است و بر خلاف عقيده تمام آنهايي كه مي‌گويند جنگ طولاني خواهد شد، من به عنوان يك سرباز اعلام مي‌كنم كه اينطور نيست چون دشمن براي خودش انتظار مردگ دستجمعي را مي‌كشد. ما در تمام شبيخونهايي كه به دشمن زديم پيروز بوديم. در هر حمله بيش از 300 سرباز عراقي را به هلاكت رسانده‌ايم. اين ادعا نيست فرمانده‌هايي كه در جبهه آبادان هستند مي‌توانند اين گفته را تائيد كنند. اين ما هستيم كه روحيه عراقيها را بارها و بارها از نزديك ديده‌ايم. افسران ارشد آنان هنگام اسارت مثل بيد مي‌لرزند و بدون تلاش همه چيز خود را رو مي‌كنند. هنگام حمله سلاحها را مي‌ريزند ومي‌گريزند. اين رويه دشمن است و آن وقت طرف مقابل كساني هستند كه براي رفتن به جنگ دشمن روزشماري مي‌كنند و مرا كلافه كرده‌اند، بطوريكه برايشان نوبت گذارده‌ام و باز گاهي اختلاف مي‌افتد. اين افراد كساني هستند كه ديناري حقوق ندارند، كوچكترين توقعي ندارند، فقط مي‌خواهند بجنگند يا دشمن را نابود كنند و يا شهيد شوند.

تعداد بازدید از این مطلب: 33
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بزودي ارتش عراق را تا مرز "شلمچه" عقب مي‌رانيم

آخرين تحولات نظامي در جبهه‌هاي آبادان و چگونگي عمليات نيروهاي مدافع اسلام توسط "سيدمجتبي هاشمي" فرمانده عمليات فدائيان اسلام مستقر در آبادان در گفتگوي اختصاصي با "اطلاعات" تشريح شد. سيدمجتبي هاشمي ابتدا با اشاره به چگونگي عمليات دلاوران سپاه اسلام گفت:

تعداد بازدید از این مطلب: 31
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شبیخون به سربازان شیطان

دوشنبه اول دي ماه 1359 شماره 16317 صفحه اول گزارش فرستاده روزنامه اطلاعات به جبهه جنگ: در شبيخون فدائيان اسلام 300 مزدور عراقي به هلاكت رسيدند. چريكهاي عضو "فدائيان اسلام" با حمله به مراكز تجمع سرابازن مزدور عراقي تعداد بيشماري از آنان را از پاي درآوردند.
در طي يك شبيخون چريكي توسط فدائيان اسلام در جبهه آبادان تلفات سنگيني به نيروهاي مزدور بعثي عراقي وارد شد يك كاميون مهمات، دو انبار اسلحه، سه تانك منهدم و بيش از 300 تن از افراد دشمن به هلاكت رساندهشدند. در اين علميات متهورانه به جز 5 تن از برادران كه شهيد شدند همه رزمندگان دلاور اسلام سالم به پايگاه خود بازگشتند. سيدمجتبي هاشمي فرمانده كل عملياتي فدائيان اسلام در خوزستان كه رهبري اين عمليات را به عهده داشت طي گفتگويي با خبرنگار اعزامي اطلاعات چگونگي انجام اين عمليات موفقيت‌آميز را تشريح كرد. متن زير، مشروح گفتگوي وي مي‌باشد:

تعداد بازدید از این مطلب: 30
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


باوجوداستخوان درگلو فریاد نمی کشم

خداوندا معبودا پروردگارا دلم گرفته است احساس بدي دارم تو خوب از احوال بندگانت آگاهي من هميشه از بدي، خودخواهي، خودبيني، مكر، حيله، فريب، تكبر يا بدخواهي بيزار بوده و هستم.
تو مي‌داني كه چقدر در اين سالها در راهت سختي كشيده‌ام و چقدر حرفها و حديثها و نامرديها و جفاكاريها ديده‌ام آري تو اي تواناي بينا شاهدي كه حسادت‌ها و خودبيني‌ها و كج‌فهمي‌ها و منيت‌هاي بعضي از افراد چگونه مي‌خواست مرا به عقب براند و از انقلاب و امام امت و امت حزب‌الله دورم سازد اما من كه خود را مومن به اسلام مومن به رسولت مومن به علي‌ مومن به امام مي‌دانم ـ از پدرم و مولايم علي ياد گرفته‌ام با وجود استخوان در گلو فرياد نكشم و با وجود خوار در چشم اشك نريزم نكند كه دشمنان از آن خرسند و بهره‌اي ببرند از او ياد گرفته‌ام كه با وجود برتري در خانه بنشينم و حرف و حديثهاي فراوان از دوست و دشمن بشنوم و آنگاه فقط معبودم آن يگانه بي‌همتاست كه در سياهي شب‌ها در آن ظلمات بي‌پايان هنگام درد و دل و راز و نياز به دلم نور مي‌تاباند و غم و غصه را از دلم مي‌زدايد و به اين بنده حقير عنايت مي‌كند و صبر را به من عطا مي‌فرمايد پروردگارا از تو ممنون و سپاسگزارم.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


وداع با پیرعاشقان

مي‌خواهم با امامم آن رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي و آن رهبر كبير مستضعفان جهان وداع كنم و هم از محضر مقدس و مبارك و شريفشان پوزش بطلبم متاسفانه نشد با فتح و پيروزي كامل خدمتشان مشرف شويم و از نزديك صورت بي‌مثال ايشان را ببينيم و دست مبارك ايشان را ببوسيم و به آرزويمان برسيم بايد بگويم بارها و بارها قصد داشتم خدمت اياشن برسم و از جبهه و اوضاع نبرد و از حال و روز رزمندگان جان بر كف اسلام برايشان بگويم و درد و دلي با ايشان داشته باشم و لازم به ذك راست هر چند دوستان بارها لطف داشتند و به من عرض مي‌كردند كه اگر مي‌خواهي به ديدار امام بروي بسم‌ا... هماهنگ مي‌كنيم چرا به ديدار حضرت امام نمي‌روي ما هماهنگ مي‌كنيم تا حتماً به ديدار امام بروي و من در جواب عرض مي‌كردم اصرار نكنيد زيرا من از آغاز جنگ با خود و بچه‌هاي فداييان اسلام عهد و پيماني بستيم و قراري گذاشتيم تا وقتي كه يك سرباز بعثي عراقي در خاك ميهن اسلاميمان جولان مي‌دهد و تا وقتي آنها را از خاكمان بيرون نكرديم و به پيروزي كامل دست نيافتيم هيچ كداممان به ديدار رهبرمان حضرت امام نرويم.

تعداد بازدید از این مطلب: 31
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


از قدرت های غرب و شرق نهراسید

شهید سید مجتبی هاشمی:

ای برادران یادتان باشد که این همه عزت و پیروزی را از برکتقرآن و اهل بیت رسول‌الله و امام بدست آورده‌ایم نکند بعد از جنگ از یاد ببرید روزهای خوب پیروزی را، که با حفظ ارزشهای اسلامی است که می‌توان کشوری امام زمانی داشت. با قدرت و توکل به خدای سبحان پیش بروید که دست بقیه‌ا... با امت حزب‌ا... است از قدرتهای غرب و شرق نهراسید زیرا که یاری خدا با متقین است بدانید که با مقاومت و پیروزی شماست که کشورهای دیگر اسلامی و حتی غیراسلامی جرأت حرکت پیدا می‌کند و بر علیه ظلم و بیداد قیام می‌کنند و می‌ایستند.

چگونه می‌توان خاموش ماند در حالیکه خاک میهن اسلامیمان جولانگاه تانکها و نفربرهای بعثیون متجاوز است ما از آن دست افراد نخواهیم بود که تا بوی جهاد و شهادت در راه خدا و کشته شدن و جان دادن آید خود را همچون موشی در سوراخ مخفی نموده و در آن وقت که مومنان و متقیان واقعه‌ای و جهادکنندگان جان بر کف به پیروزی می‌رسند خود را ظاهر و نمایان سازیم ـ چگونه می‌توان از یاد شهدا غافل ماند آنان که از برای بیرون راندن دشمن از خاک اسلامیمان از پیشگامان بودند چگونه می‌توان جنایات دشمن را نادیده گرفت و در نابودی‌اش ساکت و بی‌تلاشی ماند چگونه می‌توان راه سالار شهیدان حسین‌بن علی(ع) را دنبال نکرد و آنگاه ادعای مسلمانی داشت ـ چگونه می‌توان امروز که سپاهیان اسلام و بسیجیان قهرمان و ارتشی دلیر در حال جهاد در راه حق هر روز جان خود را نثار می‌کنند ما نیز در خود انقلابی دیگر آغاز نکنیم و از زیر بار خفت و خواری فرهنگ ابدی خود را نجات ندهیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


اين قلب من است كه به روي كاغذ مي‌نگارد

مي‌خواهم با عزيزانم با همسنگران شجاع و دليرم با سربازان عزيز امام و با امت حزب‌ا... وداع نمايم. حال به جايي رسيده‌ام كه اشكهايم اجازه نوشتن را به من نمي‌دهند و قلمم را بر روي كاغذ مي‌لرزانند و اينك اين قلب من است كه به روي كاغذ مي‌نگارد انالله و انا عليه راجعون ـ همانا ما از خدا هستيم و به سوي خدا خواهيم رفت ـ اما اي عزيزانم چگونه رفتن مهم است ما را به سويش بكشانند يا خود بسويش بشتابيم اما من مي‌گويم بهترين رفتن آن است كه خدا خود ما را بخواند و بخواهد انتخابمان كند حال چگونه مي‌شود كه خدا خود ما را بخواند اي عزيزانم بايد بگويم آنگاه او ما را مي‌خواند كه ما نيز او را از درون دل و جانمان بخوانيم و بخواهيم و صدايش بزنيم آنگاه خدا خود جام زرين شهادت را به دستانمان مي‌دهد و مي‌گويد بهترين پاداشي براي مؤمن جهادكننده چيزي جز شهادت نيست پس بنوشيد كه گوارايتان باد ـ خدا را فراموش نكنيد كه او آرام‌بخش دلهاست و ياري دهنده قلبهاست او را عبد باشيد و بندگي او را به خانه آوريد كه از ما جز اين انتظار نمي‌رود.

تعداد بازدید از این مطلب: 35
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دلم برای جبهه تنگ شده است

اي چمران اي دوست. اي فدائي جبهه‌هاي حق عليه باطل آنگاه كه در لبنان بودي چه حماسه‌ها كه نيافريدي و آنگاه كه به ايران ‌آمدي به راستي كه دل امام و امت حزب‌اله را شاد گردانيدي و دل دشمنان انقلاب را لرزاندي اما امروز افسوس مي‌خورم از اينكه نتوانستم آنگونه كه دلم مي‌خواست با تو در سنگر نبرد با دشمنان قسم خورده انقلابم بجنگم. آري امروز مي‌فهمم كه چقدر تو را كم ديدم و ازاين بابت بسيار اندوهگينم. كاش بودي تا دوش در دوش سربازان جان بر كف امام در خط مقدم جبهه كربلايي ديگر مي‌آفريديم دلم براي جبهه تنگ شده است دلم براي حال و هواي شبهاي عمليات تنگ شده است دلم براي بوسيدن كف پاي رزمندگان اسلام در هنگام خواب تنگ شده است دلم براي دعاي كميل زير آسمان پرستاره جبهه هم نفس با ياران تنگ شده است دلم براي نماز جماعت‌هامان در مقابله ديدگان دشمن در هنگام نبرد تنگ شده است. دلم براي عروج دلم براي پروازي عاشقانه دلم براي شهادت تنگِ تنگ است ـ اما تو اي مهربان از دست رفته بدست آمده بدان كه آقا به من وعده‌ي شهادت داده است طولي نمي‌كشد كه من هم به سوي شما خواهم شتافت و همراه با شما پرندگان عشق و شهادت به ديدار پيامبر رحمت و مهرباني رسول اكرم و اهل بيت پاك و مطهرش خواهيم رفت آري چه زيباست ديدن ائمه اطهار چه زيباست ديدن آن رسول‌ا... و بوسيدن روي ايشان چه زيباست ديدن اميرمؤمنان آقا علي‌بن ابيطالب چه زيباست ديدن مادرمان بانوي دو جهان فاطمه زهرا چه زيباست ديدن آقا حسن‌بن علي چه زيباست ديدن سالار شهيدان آقا اباعبدالله الحسين جانم فداي او چه زيباست ديدن برادر دلير و پهلوانش قمربني‌هاشم اقا ابوالفضل العباس چه زيباست ديدن عموي پيامبر حمزه سيدالشهدا و چه زيباست ديدن حضرت زينب كبري بي‌بي دو عالم چه زيباست ديدن پيامبران الهي چه زيباست ديدن اولياء خدا و چه زيباست ديدن جبرئيل چه زيباست ديدن ملائكه مقرب بارگاه الهي و اما بدان به خداوندي كه جانم در يد قدرت اوست سوگند كه تا آن لحظه وعده داده شده است از جهاد برنخواهم داشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 34
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


به شما عشق میورزم

مي‌توان در حاليكه دشمن خاك ميهن اسلاميمان را متجاوزانه مورد هجوم قرار داده و جولانگاه تانكها و نفربرهاي خود قرار داده و سربازهاي بعثي كافر، خواهرانمان را مورد تجاوز قرار داده و به پير و جوان ما رحم نكرده و امت بپا خواسته را زير باران گلوله‌هايش به شهادت رسانيد، شهرهايمان را با خاك يكسان كرده، ‌نزديك به سه ميليون امت حزب‌الله را آلوده كرده و چهل ميليون ايراني را گرفتار نموده، دست از ستيز كشيده و به نبرد حق‌جويانه تا محو كامل آثار جنايات و تجاوز ادامه نداد. مگر مي‌شود به عنوان يك مسلمان متعهد به خود اجازه داده تا به سرزمينهاي اشغالي فلسطين عزيز، اسرائيل غاصب همچنان بتازد و مردم محروم و آواره مسلمان فلسين را هر روزه قتل‌عام كند. هرگز نمي‌توانيم ساكت بنشينيم در حاليكه آنها در خانه‌هاي خود اجازه نفس كشيدن را ندارند. آري، آنها محكوم به مرگند زيرا مدافع ارزشهاي اسلامي‌اند. آنها براي خدا مي‌جنگند و همانا پيروزي از آن مسلمين است.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


سید مجتبی ؛ فرماندهی که باید ازنو شناخت

افسران - سیدمجتبی ؛ فرماندهی که باید ازنو شناخت

حدود 33 سال پیش کوههای کردستان و دشتهای تفتیده خوزستان عرصه فداکاریهای رزمندگانی بود که بی ادعا ، گمنام و با دست خالی در مقابل یورش همه جانبه بعثیها ایستادند و ماشین جنگی صدام را زمینگیر و خاموش کردند.

یکی از این افراد شهید آقا سید مجتبی هاشمی عضو فداییان اسلام و فرمانده جنگهای نامنظم در جنوب کشور در جبهه آبادان بود که بطور تصادفی موجب آشنایی خبرنگار ایرنا با این چریک خستگی ناپذیر در آن دوران شد.

پاییز سال 59 بود دست سرنوشت مارا به ایرنا کشانده بود کارم را یکی دو هفته ای بود که تازه در این سازمان خبری به صورت آزمایشی شروع کرده بودم. 

نه میدانستم خبرنگاری چیست و نه آموزش خبرنگاری دیده بودم، در همان چند روز اول روزی سردبیر اتاق خبر مرا صدا زد وگفت : باید برای کمک به آقای هانی زاده که در آبادان مستقر است به این شهر بروی ، آن زمان جنگ چند ماهی بود که شروع شده بود ، آبادان در محاصره ارتش بعث بود و فقط از طریق دریا و خسروآباد با خارج ارتباط داشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 36
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس , آسیدمجتبی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


چه کسی می داند؟

چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ 
چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،
به هر جا که اینجا نباشد ،یعنی اضطراب که کودکم 
کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟
به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟ 

تعداد بازدید از این مطلب: 61
موضوعات مرتبط: وصایای شهدا , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


خفتگان کهف فراموشی ها

افسران - سالگرد ربوده شدن حاج احمد متوسلیان

تعداد بازدید از این مطلب: 37
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


سیم خاردار نفس

تعداد بازدید از این مطلب: 29
موضوعات مرتبط: وصایای شهدا , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


ماازبرای آرامش شما چه شبها که نخوابیدیم!!!

افسران - آسیدمجتبی

تعداد بازدید از این مطلب: 43
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


فقط سیلی حاج احمد می تواند

آقا جان اگر اسب ها را زین کرده ای ! اگر 313 یار آماده اند ، قبل از آن که بیایید حاج احمد را بفرست.قبل از آمدن متوسلیان را بفرست تا یک سیلی از آن سیلی های حیدری اش ، بزند در گوش این روزگار نامرد...

عجیب دوره زمانه ای شده آقا...

این روزها نبودنت را هم فراموش کرده اند "بعضی ها" . آن قدر که دلشان برای اشراف گرایی دوران شاه لک زده است ! آن قدر که دلشان برای تجمل گرایی تنگ شده است ، نبودنت را حس نکرده اند.

آقا جان ، این "بعضی ها" که می گویم ، شما بر وزن "بعثی ها"ی دوران جنگ بخوانید.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 34
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


شعری که سید مجتبی برای مجروحین می خواند

شهید «سید مجتبی هاشمی» فرمانده گروه فدائیان اسلام در جبهه‌های جنگ در سیزدهم آبان ماه 1319 به دنیا آمد. سید مجتبی متاهل، دارای دو فرزند و در تهران سکونت داشت. وی بعد مجاهدت‌های فراوان در جبهه حق علیه باطل، سرانجام 28 اردیبهشت ماه 1363 در خیابان وحدت تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین مورد سوء قصد قرار گرفته و به شهادت رسید.
«معصومه رامهرمزی»، یکی از امدادگران سال‌های جنگ تحمیلی خاطره‌ای از شهید هاشمی دارد که آن را باهم می‌خوانیم:

تعداد بازدید از این مطلب: 38
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس , آسیدمجتبی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


مجموعه ای ناب از عکسهای سردار شهیدسیدمجتبی هاشمی

تعداد بازدید از این مطلب: 89
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


رهرو عشق

سردار شهید مجید پازوکی

بسم الله القاسم الجبارین
سلام بر تربت پاک شهیدان
یادش بخیر حال و هوای آن روزها،روزهایی که بالب تشنه
به دنبال یاران سفرکرده میگشت.
آری؛به راستی که او سرفصل کتاب عشق بود.ورد زبانش عشق بود و با دستان پینه بسته اش عشق بازی میکرد...
قطعا او رهرو عشق بود و هدفش انجام تکالیفی که نه به جبر،بلکه باعشق پذیرفته بود...
تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
دیو نیم ، پری نیم ، از همه چون نهان شدم
تقدیم به روح پاک شهید حاج مجید پازوکی
تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

افسران - هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

بسم الله القاسم الجبارین
سلام برتربت پاک شهیدان

نگاه سبز تو را درقلبم قاب کرده ام تا همگان بدانند
که تو چه کرده ای با دل یک حقیرمستانه.
جهانیان تورا باارزش هایت میشناسند،اما یادمان نمیرود
ظلم هایی را که به تو و خانواده ات شد.
یادت هست افرادی را که پس از افتادن آب ازآسیاب زمان،به نام تو قلم بدست شدند و زبان درآوردند؟افرادی که گمان نکنم بدانند که تو به تنهایی
سختی جنگ های نامنظم را به دوش میکشیدی...
زمانی که بعداز عروج تو بدهی های جنگ تورا برای خانواده ات آوردند،شاید دیگر کسی تو و خانواده ات را نمیشناخت و این خدا بود که به خانواده ات یاری داد
تا دوری تورا احساس نکنند...
باجمله ی این نیز بگذرد از این همه مشقت میگذریم تا دل کسی را به درد نیاوریم
اماخطاب من توهستی ای سیدشهیدان:
هر چند همچو گل بر باد رفته ای

هرگز گمان مدار که از یاد رفته ای

دوســــــــــــــــــتت دارمــــــــــــــــــ
(شهریارنظری)

تقدیم به روح پاک شهید بزرگوار آسید مجتبی هاشمی
تعداد بازدید از این مطلب: 37
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


خنده حلال ...

آپلود عكس رايگان و دائمي

تعداد بازدید از این مطلب: 25
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


خاطره ای از زبان آقازاده ی آسید مجتبی

افسران - خاطره ای از زبان آقازاده ی آسید مجتبی

حضرت آقای خامنه‌ای که در آن وقت نماینده حضرت امام و امام جمعه تهران بودند آمده بودند خط فدائیان اسلام. ایشان می آیند قدردانی می‌کنند و می گویند ما نام فدائیان اسلام را بارها در جاهای مختلف گفتیم و از شما تعریف کردیم ولی الآن که اینجا آمدیم، می‌بینیم که شما خیلی پرنشاط‌تر و بهتر از آن چیزی که ما تعریف می‌کردیم و تصور می کردیم هستید.

درمورد این مطلب هم که چطور تجهیزات به اینها می‌رسید باید بگویم که شهید سید مجتبی هاشمی تا آنجایی که می توانست از خودش خرج می کرد و از آنجایی که نمی‌توانست از اعتباری که میان کسبه بازار تهران داشت استفاده می‌کرد از آنهاپول قرض می‌گرفت. خوب خیلی ها دوست داشتند این کار را کنند ولی آن اعتبار شهید هاشمی را نداشتند.

علاوه بر آن همه خرجی که برای جنگ می کند بعد از شهادتشان 10 میلیون بدهی برای جنگ می آورند که یک سری‌هایشان را بخشیدند و یک سری‌هایشان را مادرم و خانواده دادند، آقا سید خیلی هم طلب داشت ولی کسی نبودکه بیاید و این طلب‌ها را پس بدهد.

بعد از شهادتشان دیدم که می‌آمدند منزل ما با کیف‌های پر از پول بدهند به مادرم و این نشان‌دهنده محبوبیت شهید هاشمی‌ نزد آنها بود و من یادم هست که مادرم پایش را روی درگاه درمی‌گذاشت که ما شهید ندادیم که این پول‌ها را بگیریم، بروید و دیگر نیایید و این در صورتی بود که ما در وضعیت خیلی بدی به سر می‌بردیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 32
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس , آسیدمجتبی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


دعاکن شهید شوم ...

همسر سردار شهيد طوسي گفت: شهيد طوسي براي شهيد و شهادت قداست فراواني قائل بوده، در آخرين سفر به مشهد به من گفت تو دعا كن من شهيد شوم، آنجا دستم باز است، شايد از ياران امام حسين (ع) شدم، آنجا دستت را مي‌گيرم و من گفتم خدايا راضيم به رضاي تو. 
 
تعداد بازدید از این مطلب: 48
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست

پس از تولید و اکران فیلم سینمایی « چ » به کارگردانی ابراهیـم حاتمی کیا، حرفها و گفت و شنودهای بسیاری در محافل هنری و سیاسی و اجتماعی مطرح شد که بعدها و در گذر زمان درستی و نادرستی آنها مشخص خواهد شد ... بگذریم!
این چند خط بریده از قالب نه یک نقد سینمایی است و نه یک تحلیل اجتماعی. حرف ما به مانند همیشه دل واژه های جنون را به فرهنگ دفاع مقدس سپرده است تا شاید سرش در بزم سرسپردگی بی کلاه نماند. بی تردید شما هم خوب یادتان هست که استاد شهیـد ما آقا سید مرتضی می فرمودند: « بگذار دنياطلبان ما را ديوانه بخوانند و با چشم ظاهربين به محاسبه‌ي افعال عاشقانه و عارفانه‌ي ما بنشينند ». آری؛ ابتدا و انتهای سخن همین جاست. عاشق، نشانی کوی و برزن آسایش را بلد نیست.
هنوز خیلی از آن روزهایی که عاشقان عارف، بدون تیشه سر به کوهستان گذاشتند تا انقلابشان مصون بماند نگذشته است. ما اینروزها برای حفظ یاد آنها باغ موزه و بنیاد و سازمان بنا کرده ایم ولی قلم عشق جز بر صفحۀ عاشقی چیزی نخواهد نوشت. از این حرفهای همیشه درست هم بگذریم تا به حدیث عزت عزیز برسیم. همانجایی که خدای حکیـم فرموده: « مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ». هر كس عزت مى‏خواهد [بداند كه‏] هر چه عزت است، نزد خداوند است، سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود، و كار نيك آن را بالا مى‏برد، و كسانى كه بدسگالى مى‏كنند، عذابى شديد [در پيش‏] دارند، و مكر اينان بر باد است.‏
تعداد بازدید از این مطلب: 24
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


از بچه های گردان تفحص بود...

از بچه های گردان تفحص بود...

همراه علی محمودوند؛کاروان ۱۰۰۰ تایی شهدا رو عازم مشهد الرضا علیه السلام کرده بودند.اما مشکل اینجا بود عده ای بنا گذاشتند بر سر و صدا کردن به دلیل نبودن ۱۳پیکر از پیکران مقدس این شهدا.

مجید قول داد و گفت هرجوری شده من این ۱۳ تا شهید رو میارم.

11831_506

رفت شلمچه و شروع کرد زاری بالای یکی از کانال ها. آخرش که داشت برگشت گفت: شهدا داریم کاروان می بریم مشهد الرضا (علیه السلام).تازه ۱۳ تا جا هم خالی داریم.

هر کی می آد بسم الله….

مجید پازوکی اومد توی کانال، ۱۳ تا دست از زیر خاک زده بود بیرون.

لبیک  یا علی ابن موسی الرضا(ع)

تعداد بازدید از این مطلب: 37
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد