close
تبلیغات در اینترنت
دشمن انتظار مرگ دستجمعي خود را مي‌كشد

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 18
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 51
بازدید ماه : 105
بازدید سال : 673
بازدید کلی : 780,182
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
دشمن انتظار مرگ دستجمعي خود را مي‌كشد

فدائيان اسلام در هر شبيخون به دشمن 300 مزدور را هلاك مي‌كنند
فرصتي دست داد تا با سيدمجتبي هاشمي فرمانده فدائيان اسلام گفتگويي داشته باشيم. سنگر فدائيان اسلام در جبهه بهمنشير در اولين خط جنگ قرار دارد. سنگري كه در بالاترين نقطه‌اش تيري باري نصب شده و در تمام شبانه روز خدمه آن مراقب اوضاع در سنگرهاي دشمن هستند و محل سنگر فدائيان طوري است كه ميشود از همان فاصله مزدوران بعثي را در صورت خروج از سنگرهايشان نشانه گرفت كه فدائيان اسلام بارها اين كار را كرده‌اند. قسمتي از سنگر محلي است كه به عنوان مسجد ساخته شده، چون در هيچ زماني در اين سنگر نماز ترك نمي‌شود. فدائيان اسلام در جبهه بهمنشير تاكنون هفت بار به عراقيها شبيخون زده‌اند وهر بار گروهي از بعثيان را به هلاكت رسانده و سلاحهاي فراواني از آن به غنيمت گرفته‌اند. هاشمي فرمانده فدائيان كه دست راستش بر اثر اصابت گلوله از ناحيه مچ خرد شده و گچ گرفته، با دست چپ دست مي‌دهد. مي‌گويد: چند روزي است كه به تهران آمده‌ام و فوري برمي‌گردم، علت مسافرتم پاره‌اي كارها بود كه مي‌بايست انجام دهم. وضع جبهه‌ها را مي‌پرسم، مي‌گويد: در تمام جبهه‌هاي جنوب ابتكار عمل در دست ما است و بر خلاف عقيده تمام آنهايي كه مي‌گويند جنگ طولاني خواهد شد، من به عنوان يك سرباز اعلام مي‌كنم كه اينطور نيست چون دشمن براي خودش انتظار مردگ دستجمعي را مي‌كشد. ما در تمام شبيخونهايي كه به دشمن زديم پيروز بوديم. در هر حمله بيش از 300 سرباز عراقي را به هلاكت رسانده‌ايم. اين ادعا نيست فرمانده‌هايي كه در جبهه آبادان هستند مي‌توانند اين گفته را تائيد كنند. اين ما هستيم كه روحيه عراقيها را بارها و بارها از نزديك ديده‌ايم. افسران ارشد آنان هنگام اسارت مثل بيد مي‌لرزند و بدون تلاش همه چيز خود را رو مي‌كنند. هنگام حمله سلاحها را مي‌ريزند ومي‌گريزند. اين رويه دشمن است و آن وقت طرف مقابل كساني هستند كه براي رفتن به جنگ دشمن روزشماري مي‌كنند و مرا كلافه كرده‌اند، بطوريكه برايشان نوبت گذارده‌ام و باز گاهي اختلاف مي‌افتد. اين افراد كساني هستند كه ديناري حقوق ندارند، كوچكترين توقعي ندارند، فقط مي‌خواهند بجنگند يا دشمن را نابود كنند و يا شهيد شوند.

نماز جماعت قبل از حمله
در آبادان شنيدم كه گروه شما قبل از هر شبيخون حتماً مي بايستي نماز جماعت را برگزار كند و اين درحالي است كه خطر، آنان را به سختي تهديد مي‌كند؟
ما از شروع جنگ در خرمشهر بوديم و اكنون نزديك به 6 ماه است كه در جبهه مي‌جنگيم تا به امروز حتي يك بار نماز جماعت را ترك نكرده‌ايم، چون عقيده داريم نماز است كه ما را حفظ كرده و مي‌كند. درست در روز دهم محرم ظهر عاشورا در اثر تركش خمپاره يكي از افرادم شهيد شد. دشمن تمام جبهه را زير آتش شديد توپخانه خود قرار داده بود، زندها 71 تن بوديم و يك شهيد دستور دادم كه سنگرها را ترك كنندو نماز بايستند. اين كار عملي شد و ما به ياد 72 تن شهيد كربلا در ظهر عاشورا نماز جماعت را برگزار كرديم و اين در حالي بود كه رگبار خمسه ـ خمسه و خمپاره دشمن از هر سو مي‌باريد. ديدبانهاي دشمن به خوبي ما را مي‌ديدند. ولي باور كنيد به خداي بزرگ قسم كه آن روز حتي خون از دماغ كسي جاري نشد. ما با اين عمل به دشمن فهمانديم كه سلاح اصلي ما همان سلاح ايمان است و بس و ما خواهيم توانست با اين سلاح هر متجاوزي را در خاكمان دفن كنيم.


چگونه يك فرد مي‌تواند فدائي اسلام شود و بايستي چه مشخصاتي داشته باشد؟
ما از تمام نقاط كشور عضو داريم، بخصوص از شمال كشور مانند شهرهاي آمل ـ بابل ـ لاهيجان ـ يك فدائي اسلام وقتي به جبهه مي‌آيد تنها هدفش جنگ است. اگر پيروز شد و توانست كار مثبتي انجام بدهد چه به تر و اگر شهيد هم شد آنرا براي خود پيروزي مي‌داند. در ميان ما مرگ مفهومي ندارد. ترس از مرگ جنگ دشمن، دقيقه‌شماري مي‌كند، سلاح او اغلب سلاح سبكي است مانند تفنگ و كارد. سربازان عراقي به خوبي مي‌دانند كه او سلاح مدرن و پيچيده‌اي ندارد و با حمله او تنانكهايشان را رها كرده و مي‌گريزند. ميدانيد چرا؟ براي آنكه مي‌دانند طرف از جان بيمي ندارد ممكن است كشته شود ولي قبل از مرگ او و تانكش را با نارنجك نابود خواهند كرد و او نمي‌خواهد كشته شود و يا لااقل براي صدام تكريتي بميرد و فدائي اسلام مرگ را در راه هدف اسلامي و رهبر بزرگ خود امام خميني، يك پيروزي و يك سعادت مي‌پندارد وي افزود: اغلب افراد ما متاهل هستند، افرادي داريم كه براي آمدن به جبهه همسر خود را طلاق داده‌اند چون همسر او مخالف رفتنش به جنگ بوده است. فردي كه اين چنين بدون كوچكترين چشم‌داشتي، حتي دريافت حقوق، به جنگ مي‌آيد هدفش چيست؟ مشخصات يك فدائي اسلام اينگونه است. فرمانده فدائيان اسلام اضافه كرد: اين طرز فكر است كه با ياري كليه برادران ارتش و سپاه توانسته است ابتكار عمل را در كليه جبهه‌ها در اختيار سربازان اسلام قرار دهد و اكنون دشمن چاره‌اي جز فرار ندارد. اگر يك مسلمان متعهد به اصول اخلاقي متكب بداند كه براي چه با بعثي‌هاي متجاوز مي‌جنگد مسلماً قادر خواهد بود در تمام عالم حقوق مستضعفين عالم را از چنگال مستكبرين و حتي از حلقومشان بيرون بكشد و يقيناً همين مسلمانان از تلاش پيگير خود در راه اعتلاي جمهوري اسلامي تا پيوستن به انقلاب مهدي(عج) آرام نخواهند نشست.


شما به افراد شجاع فدائي يك اسلحه هديه مي‌دهيد؟
من به بهترين فرماندهانم و به زبده‌ترين افرادم كه بتوانند از خود شجاعت نشان داده و دشمن را نابود كنند يك كلاشينكف از غنائم جنگي كه خود به دست آورده‌ام هديه مي‌‌دهم آن اسلحه با تائيد دادگاه‌هاي انقلاب بوده و قابل حمل مي‌باشد ولي ساير غنائمي را كه از دشمن بگيريم در انبارها نگهداري خواهيم كرد تا از آنها عليه دشمن استفاده شود. وي اضافه كرد: آنهايي كه مي‌گويند روحانيون چرا در جنگ شركت ندارند، بايستي بدانند كه در حال حاضر دو گروهان از فدائيان اسلام را طلاب علوم ديني قم تشكيل داده‌اند كه در جبهه ذوالفقاري مردانه در برابر مزدوران بعثي مي‌جنگند و كارشان بسيار عالي است.

 


خاطره‌اي از جنگ برايمان تعريف كنيد:
سينه ما مملو از خاطره است كه نمي‌دانم كدامين را بگويم. در يكي از روزهاي مهرماه بود كه آتش شديد توپخانه دشمن بر خرمشهر مي‌باريد. دشمن در فاصله‌اي نزديك به ما بود و ما در محاصره، درون نهرها و سنگرهايمان پناه گرفته بوديم و باس لاحهاي سبك شليك مي‌كرديم. براي يك لحظه ديدم نابوديمان حتمي است، فكري به خاطرم رسيد با صداي بلند به طوري كه دشمن بشنود فرياد كشيدم گردان... بجاي خود... همه آماده حمله باشيد، سلاحهاي خود را آماده شليك كنيد و به بچه‌ها گفته بودم چه كنند و آن وقت آنها چپ و راست بي‌هدف شليك كردند دشمن به تصور اينكه گروه زياد است عقب نشست و ما توانستيم از محاصره خارج شويم آن روز در ميان آتش و خون بچه‌ها با صداي بلند مي‌خنديدند و از حماقت عراقيها متعجب بودند. در همان روز ما 8 شهيد داديم و تعدادي زخمي، به كمك زخمي ها رفتم به هر كدام كه دست زدم گفت كه حال من خوب است سراغ ديگري برو آنها 6 مجروح بودند و هر كدام مرا به سوي ديگري مي‌فرستاد. گفتم اگر بگذاريد همه را نجات خواهم داد. با رسيدن ساير افراد همه را از ميان جبهه بيرون كشيدم ولي اين طرز فكر و اين قبيل روحيه‌ها را هرگز نمي‌توان فراموش كرد. من به ملت مسلمان ايران قول مي‌دهم كه اولاً جنگ آنقدرها به درازا نخواهد كشيد و اطمينان داشته باشيد كه با حفظ وحدت، پيروزي نهائي صد در صد متعلق به ما خواهد بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 34
موضوعات مرتبط: آسیدمجتبی , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد