close
تبلیغات در اینترنت
برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 25
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 25
بازدید ماه : 114
بازدید سال : 485
بازدید کلی : 779,994
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

افسران - برای مردی که نگذاشتند او را بشناسیم

چهرهٔ آرامش را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. حاج محمد آقای بروجردی را می گویم. شاید لقب مسیح کردستان را کسانی خوب درک کنند که آن سالها و فتنه هایش را می شناسند. نمی دانم چرا از این مرد بزرگ عکس و تصویر زیادی بجا نمانده و یا منتشر نشده است. اگر بدبین بودم حتماً از دستهای پشت پرده حرف می زدم اما چه کنم که خوش بین هستم و حرفهای آقایان را باور می کنم.

حاج محمد را نمیتوان در چند سطر آن هم با سواد و فهم اندکِ قلم شکسته ای چون نگارنده این متن توصیف کرد. اصولاً در جامعه امروزی که سیمای به ظاهر ملّی، راستش را بصورت مشارکتی با کاندیداهای ریاست جمهوری می گوید، حرف زدن از اخلاص و پشتکار یک رزمنده شهید چه ضرورتی می تواند داشته باشد؟.

بروجردی حرف و عملش برای خدا بود. جذبه های عرفانی رفتارش براحتی سختترین دلها را مجذوب خود می کرد. البته اینها اهمیتی ندارد. این روزها با هنرهایی هستند که خود را پشت نام این مردان بزرگ پنهان کرده و با هنر خویش وکلای مردم را مجذوب ریال خویش می کند. چرا از بروجردی حرف بزنیم؟

چرا از دل پاک سرداری بنویسیم که در روزهای سخت مبارزه با طاغوت پیشرو و در هنگامهٔ آتش فتنهٔ ضد انقلاب در کردستان، علمدار جهاد بود؟ ما بچه های جنگ ندیده خوب می دانیم که این سخنهای کهنه فقط برای عامّهٔ مردم ارزشمند است و مدیران محترم کشوری و فرماندهان مقتدر لشکری هر کدام برای خود مسیح و نوح و ابراهیم هستند.

شنیده ام که امام خامنه ای در وصف این سردار عاشق فرموده اند: اما چیزی که از شهید بروجردی در آنجا احساس کردم و یک احترام عمیقی از او در دل من بوجود آورد، این بود که دیدم این برادر، با کمال متانت و با کمال نجابت، به چیزی که فکر می کند، مسئولیت و وظیفه است.

اینروزها همه مسئولیت خویش را در ریاست جمهوری ترسیم می کنند و بر حسب وظیفه و با کمال متانت رفاه و آسایش مردم را خرج بوالهوسی خود می کنند. نمی دانم اگر حاج محمد آقای بروجردی شهید نمی شد بعد از جنگ به شغل کارگری خویش ادامه می داد یا سرلشکر پاسدار می شد و یا اکنون در یکی از مناصب حکومتی مشغول به خدمت بود، لکن خوب می دانم آن شیرمردی که ما شناخته ایم، هرگز ولایت را برای اهداف خودش خرج نمی کرد.

او توصیه می کرد که مواظب باشید تا به خدا دورغ نگویید. خودش هم نمی گفت. درست عکس برخی آقایان که دروغهای خود را به پای نظام می نویسند و حالا مبلغ هنگفتی از ملّت طلبکار هستند. حاجی در وصیتش حرفهایی زده که شاید به مذاق خیلی ها تلخ باشد. « ما که جز تکلیف کاری دیگر نداریم، اگر ما به اجتهاد خودمان برای خودمان تعیین مسئولیت کنیم این غلط است ». البته خدای ناکرده نظر شما خوانندهٔ عزیز به سمت کسی میل نکند. ما منظور خاصی نداریم. به بیان کاملتر سند و بنچاق برای آزادی نداریم. آقازاده هم نیستیم، پس بهتر است ما قصهٔ حاج محمد را بنویسیم:

یکی بود و یا شاید هم نبود، خیلی مهم نیست. در سال 1333 در روستایی از توابع شهر بروجرد پسری متولد شد که بعدها پهلوی را بیچاره نمود و بعدتر صدام تکریتی برای سرش جایزه تعیین کرد و سرانجام در سال 62 به شهادت رسید. حالا تا دلتان بخواهد میدان و خیابان بنام شهید بروجردی داریم. ولی دریغ از یک مدیر و مسئول که مانند او از خود بریده باشد. قصهٔ ما به سر رسید و مادر پیر حاج محمد هنوز هم بی قرار اوست.

خدا را شاکریم که حاج محمد آقای بروجردی را برای ما خلق کرد تا در این بحران آدم مفید در مدیریت جامعه، با خاطرات او زندگی کنیم و از دفاع مقدس حرف بزنیم و همه ما را به عقب ماندگی اجتماعی متهم کنند. باشد حرفی نیست ما با عینک درشت و موهای پریشان و عرفان عملی بروجردی روزگار می گذارنیم.

شهید همت ایشان را معلم اخلاق خود می دانست و شهید محلاتی او را بهترین گزینه برای فرماندهی سپاه پاسداران معرفی می کرد. او هرگز اسیر دنیای پست و مقام نشد هر چند آن روزها عدهٔ بسیاری با او و منش خدمتگزاری اش مخالف بودند. جالب اینجاست که آن عده هنوز هستند و بسیاری از موفقیتهای میرزا محمد بروجردی را خاضعانه گردن گرفته اند.

شنیده ایم که ضرغامی در اقدامی رعب آور قصد دارد تا چهرهٔ این جهادگر بزرگ را به تصویر بکشد. با شناختی که از مجموعهٔ سیما داریم و همه می دانند که آنجا در تسخیر عناصر بیگانه با فرهنگ شهادت است و با تجربهٔ تلخ شوق پرواز ضرغامی عاجزانه از ایشان تقاضامندیم که بی خیال حاج محمد آقای بروجردی شده تا خدای ناکرده چهرهٔ ایشان هم به مثل شهید بابایی مخدوش نگردد.

آقای ضرغامی شما را چه به فرهنگ دفاع مقدس. شما راستش را بگویید تا برخی سرداران سابق از شما تعریف کنند. خدا را چه دیده اید شاید یک روز شما هم وزیر شدید ما که بخیل نیستیم. ولی کاش حرفهای ماندگار شهید بروجردی در شما اثر می کرد.

در آخر این پراکنده گویی هدفمند یک جمله از مرد ناشناختهٔ دفاع بیاوریم و از همهٔ عزیزان زحمت کش نظام که هنوز بوی خدمت صادقانه می دهند تشکر کنیم. خدمت صادقانه را باید در مشی حاج علی فضلی جستجو کرد. مردی که نمی گذارند او را بشناسیم. بگذریم حاج محمد در جایی گفته بود: ما باید همه چیزمان را در راه خدمت به مکتب مان بدهیم. همانطور که امام حسین (ع) و اصحاب ایشان با تمام سختی ها مبارزه کردند، ما هم مکلف به صبرو مبارزه ایم.

تعداد بازدید از این مطلب: 38
موضوعات مرتبط: دلنوشته , دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد