close
تبلیغات در اینترنت
من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 42
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 42
بازدید ماه : 42
بازدید سال : 42
بازدید کلی : 779,551
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست

پس از تولید و اکران فیلم سینمایی « چ » به کارگردانی ابراهیـم حاتمی کیا، حرفها و گفت و شنودهای بسیاری در محافل هنری و سیاسی و اجتماعی مطرح شد که بعدها و در گذر زمان درستی و نادرستی آنها مشخص خواهد شد ... بگذریم!
این چند خط بریده از قالب نه یک نقد سینمایی است و نه یک تحلیل اجتماعی. حرف ما به مانند همیشه دل واژه های جنون را به فرهنگ دفاع مقدس سپرده است تا شاید سرش در بزم سرسپردگی بی کلاه نماند. بی تردید شما هم خوب یادتان هست که استاد شهیـد ما آقا سید مرتضی می فرمودند: « بگذار دنياطلبان ما را ديوانه بخوانند و با چشم ظاهربين به محاسبه‌ي افعال عاشقانه و عارفانه‌ي ما بنشينند ». آری؛ ابتدا و انتهای سخن همین جاست. عاشق، نشانی کوی و برزن آسایش را بلد نیست.
هنوز خیلی از آن روزهایی که عاشقان عارف، بدون تیشه سر به کوهستان گذاشتند تا انقلابشان مصون بماند نگذشته است. ما اینروزها برای حفظ یاد آنها باغ موزه و بنیاد و سازمان بنا کرده ایم ولی قلم عشق جز بر صفحۀ عاشقی چیزی نخواهد نوشت. از این حرفهای همیشه درست هم بگذریم تا به حدیث عزت عزیز برسیم. همانجایی که خدای حکیـم فرموده: « مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ». هر كس عزت مى‏خواهد [بداند كه‏] هر چه عزت است، نزد خداوند است، سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود، و كار نيك آن را بالا مى‏برد، و كسانى كه بدسگالى مى‏كنند، عذابى شديد [در پيش‏] دارند، و مكر اينان بر باد است.‏
و اما بعد
سالها با رفقا می رفتیم بهشت حضرت زهرا (س) برای زیارت شهدا. وقتی به قطعۀ 24 می رسیدیم با اصرار یکی از بچه ها اولین مزاری که زیارت می کردیم یه قبر ساده و بدون زائر و غریب بود که صفای خاص دلچسبی داشت. اگه درست یادم باشه تو قطعه 24 ، ردیف 51 ، شماره 34 بود. روی سنگ قدیمی و سپید اون مزار نوشته بودند سردار شهیـد سرتیپ پاسدار اصغر وصالی تهرانی فرد.
این اسم برای ما بچه های جنوب تهران آشنا بود ولی خیلی چیزی ازش نمی دونستیم. راستش یک پل توی اتوبان بسیج بنام ایشون و برادرش نامگذاری شده که بنده تا حالا ندیدم کسی از این اسامی استفاده کرده باشه. این هم یک دلیل دیگه برای مظلومیت این پاسدار شجاع اسلام. استفاده از واژۀ شجاعت برازندۀ اصغر آقاست. همون اصغر آقایی که میز و دفتر و ریاست رو گذاشت برای علاقمندان گرامی و رفت تا آتیش فتنۀ دشمن در کردستان رو خاموش کنه. همون اصغر آقایی که ما مدعیان رفاقت با شهدا تا پیش از اکران فیلم « چ » اسم کاملش رو هم بلد نبودیم. همون اصغر آقایی که ... اصلاً این حرفها به چه دردی میخورن؟ آقاجون! نقطه سر خط، همون اصغر آقایی که خدا بعد از این همه سال اینجوری عزیزش کرد که مردم تو لحظات شاد سال نو به احترام اخلاص و شجاعتش روی پا بایستند و دست ادب بر سینه بذارن.
خیلی ها تو سالهای بعد از جنگ دنبال عزت و جایگاه بودن ولی تا خدا نخواد کسی عزیز نمیشه. شاید هم خدا به اصغرآقا مأموریت داده که راهکار و راهبرد مدیریت جهادی و عزم ملی رو به ما یاد بده. یادمه تو یه کتابی بنام « سیبی که آقا به ما داد » خوندم که ایشون هم سابقۀ مبارزه با حکومت پهلوی دوم رو داشته و هم سابقۀ حضور در فلسطین اشغالی و هم تجربۀ زندان و شکنجه و هم جهاد در روزهای سخت کردستان. تو همون کتاب خوندم که بعد از بازداشت، اصغرآقا اونقدر شکنجه شده بود که چهره اش به سختی شناسایی می شد. خدا خواست و حالا اصغرآقای وصالی فرماندۀ مردای دستمال سرخ، اونقدر عزیز شده که همه جا ازش حرف میزنن. کاش برای ما می گفتند که اصغرآقا تو شب عاشورای سال 1359 شمسی چه حال و هوایی داشته که حضرت سیدالشهداء (ع) اذن عاشورایی شدن رو به ایشون عطا می کنن. کاش می شد اصغرآقا رو بیشتر بشناسیم.
امیدوارم آقای بابک حمیدیان بازیگر نقش اصغرآقا قدر این موقعیت رو بدونه و بشه یکی مثل شهیـد وصالی. بماند که نویسندۀ فیلم « چ » ظاهراً برای خلق نقش فرماندۀ دستمال سرخ ها خیلی به خودش زحمت تحقیق و مطالعه نداده. زندگی شهیـد بزرگوار اصغر وصالی میتونه یه الگوی بسیار خوب برای ما باشه تا هم عزم ملّی از ایشون یاد بگیرم و هم مدیریت جهادی.

... دو کلمه حرف پایانی بدون منظور!

من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست / صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

 

شهید وصالی بهترین الگو برای ماست تا ... جمله را تمام نکردیم تا هر کسی به سهم خویش از او دریافت داشته باشد. خداییش این دفعه که رفتیم بهشت حضرت زهرا(س) به سری هم بریم پیش اصغرآقا.
 
 
 
تعداد بازدید از این مطلب: 20
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد