close
تبلیغات در اینترنت
شعری که سید مجتبی برای مجروحین می خواند

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 59
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 78
بازدید ماه : 134
بازدید سال : 1,219
بازدید کلی : 780,728
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
شعری که سید مجتبی برای مجروحین می خواند

شهید «سید مجتبی هاشمی» فرمانده گروه فدائیان اسلام در جبهه‌های جنگ در سیزدهم آبان ماه 1319 به دنیا آمد. سید مجتبی متاهل، دارای دو فرزند و در تهران سکونت داشت. وی بعد مجاهدت‌های فراوان در جبهه حق علیه باطل، سرانجام 28 اردیبهشت ماه 1363 در خیابان وحدت تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین مورد سوء قصد قرار گرفته و به شهادت رسید.
«معصومه رامهرمزی»، یکی از امدادگران سال‌های جنگ تحمیلی خاطره‌ای از شهید هاشمی دارد که آن را باهم می‌خوانیم:

اصلاً بچه‌های فدائیان اسلام (افرادی که زیر نظر شهید سید مجتبی هاشمی فعالیت می‌کردند) یک قشری بودند که با یک زیر پیراهنی به تن و با شلوار کردی می‌جنگیدند. آیا از آنها گفته‌ایم؟ مگر اینها سهمی در جنگ ندارند؟

من یادم است زمانی که آبادان در محاصره بود، نان به زحمت تهیه می‌شد و اکثر بچه‌ها گرسنه بودند. شرایط حاد و ویژه بود. وقتی شهید سید مجتبی هاشمی به بیمارستان می‌آمد و می‌دید که تعداد مجروحین در بخش زیاد است و ما هم که امداد گر بودیم از فشار کار دچار افسردگی شدیم، شروع می‌کرد در بخش با صدای بلند به خواندن این شعر:

کار صدام تمام است

خمینی امام است

استقلال و آزادی

جمهوری اسلامی

آخرین پیام است

من به قدری این شخصیت (شهید سیدمجتبی هاشمی) را دوست داشتم، زیرا وقتی می‌آمد ما احساس می‌کردیم که یکی آمده به همه ما انرژی وارد کند. بعد شروع می‌کرد با بچه‌ها خوش و بش کردن و به آنها می‌گفت «نبینیم اخم کنید، نبینیم گریه کنید، ما پیروزیم».

یعنی در یک کلام به شما بگویم حضور وی در بیمارستان آن چنان غوغایی در بخش‌ها به پا می‌کرد و بعد هم می‌رفت. کجا این حرف‌ها نوشته شده ؟ کتابی در مورد ایشان نوشته نشده چون از مردم عادی بود.

تازه مجتبی هاشمی کسی بود که در تهران زندگی داشت،‌ مغازه داشت، ثروت داشت. همه اینها را رها کرد و به جبهه آمد...

تعداد بازدید از این مطلب: 40
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس , آسیدمجتبی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد