close
تبلیغات در اینترنت
خفتگان کهف فراموشی ها

چه مقدار از بیوگرافی شهید سید مجتبی هاشمی اطلاعات دارید؟




گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهید،کمتراز شهادت نیست.(امام خامنه ای)

آمار مطالب

کل مطالب : 142
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 6

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 39
باردید دیروز : 203
بازدید هفته : 264
بازدید ماه : 346
بازدید سال : 1,808
بازدید کلی : 781,518
وصیت شهدا
ذکر روزهای هفته
خفتگان کهف فراموشی ها

افسران - سالگرد ربوده شدن حاج احمد متوسلیان

"امیر متوسلیان" برادر جاویدالاثر حاج احمد متوسليان در گفتگو با خبرنگار دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، با اشاره به سالگرد ربوده شدن وی توسط فالانژهای لبنان و همچنین آخرین اخبار مربوط به وی گفت: همین دیروز در روزنامه خواندم که از قول سفیر ایران در لبنان نوشته بود چهار دیپلمات ایرانی زنده هستند، اما سالی یک بار در این مواقع (سالگرد ربوده شدن حاج احمد) فقط چهار آیتم خبری، تیتر روزنامه‌ها شده و بعد از آن تا یک‌سال دیگر این موضوع فراموش می‌شود.

وی افزود: درباره سالگرد سوم خرداد ( آزادسازی خرمشهر) نیز همین‌طور است و فقط سالی یک‌بار یک یادآوری و چند عکس و تصویر در روزنامه‌ها کار می‌شود.


برادر "حاج احمد متوسلیان" اظهار داشت: در این مدت خبر موثقی وجود ندارد که بتوان به آن تکیه کرد؛ هر چند وقت یک‌بار " سید حسن نصرالله " در این باره گزارشی می‌دهد و یک تیم نیز از سوی رئیس‌جمهور " احمدی‌نژاد" برای پیگیری این پرونده فرستاده شده بود که در نهایت بعد از گذشت این‌همه سال هیچ اتفاقی نیفتاده و چیزی نیست که بتوان برآن تکیه کرد.

وی افزود: با تغییر مسئولان در لبنان و همچنین در ایران دیگر خبری درباره "حاج احمد متوسلیان" و سه نفر دیگر از عزیزان همراه ایشان، وجود ندارد.

برادر "حاج احمد متوسلیان" در ادامه با ذکر خاطره‌ای از برادرش اظهار داشت: یک روز ایشان با یکی از دوستان خود به منزل تشریف آورده و سپس برای گرفتن چلوکباب با یک ظرفی که به آن بادیه مسی می‌گفتند، به بازار رفته بودند.

وی افزود: در بازار چند نفر از دوستان ایشان سیگار روشن کرده بودند و یکی از آن‌ها نیز کشیک می‌داد و از پنجره کوچه را نگاه می‌کرد تا هر وقت حاج احمد آمد، خبر دهد.

متوسلیان گفت: حاج احمد آقای ما از کنار دیوار کوچه وارد مغازه می‌شود و این بنده خدا او را نمی‌بیند؛ وقتی حاج احمد آقا درب را باز کرد و در آستانه درب قرار گرفت، من آن‌جا برای اولین بار دیدم که یکی از دوستانش سیگار را خورد و بقیه نیز سیگارها را در جیب یا مشت خود لِه کردند!

 

وی خاطر نشان کرد: این یادگاری برای من ماند و یکی از دلایلی هم که شدیداً با سیگار و قلیان مشکل دارم و از آن‌ها متنفرم همین برخوردی بود که حاج احمد آقا با دخانیات داشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 41
موضوعات مرتبط: دفاع مقدس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد